{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوتاه میگویم ،

کوتاه میگویم ،
من تمام عمرم را به صرف نوشتن کردم ، به امید حالی بهتر ، و حتی گاه به امید فهمیده شدن..
دُردانه ؛
من با چشمانم ، دستانم ، زبانم ، صدایم ، نوشته‌هایم ، رفتارم ، اشک‌هایم ، خنده‌هایم ، کار‌هایم ، بوسه‌هایم ، با تو سخن گفتم و تو ، حتی یکی را نَشِنیدی..میدانی این به چه معناست ؟ درک ، درکِ تو از من در فهمِ من نمیگُنجَد ؛
چگونه حتی باری هم که شده نگرانم نشدی ؟ چگونه ؟ این انسان ها را میبینی ؟ از فرسخ ها دور تر ، با هزاران دیدگاه متفاوت ، با هزاران شکل ، با هزاران بینش و هزاران هزار های دیگر ؛ من را فهمیدند ! حتی برای کوچک کلمه ای که شده من را فهمیدند..که چگونه دوستت دارم ، که چگونه میخواهم باز گردی ، که چگونه میخواهم بفهمی ،
که چگونه..
اماّ تو حتی یک بار هم شده ؛ حتی برای فهمیدنِ من ، "تلاش" هم نکردی..
دیدگاه ها (۱۷)

https://telegram.me/nagofteha73 یک روز می اید که تو با چشم ه...

گاهی دلم روشن می شود ، امیدی در دلم می غلتد که شاید امروز تو...

قسمت صد وچهارروی صورتش دست میکشم"یک عمر من ب حرف هایت گوش دا...

عاشقانه های پاکقسمت صد وسومروی صورتش دست میکشم"یک عمر من ب ح...

🌹 نـ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_سیزدهم...

بلند خندید و دست روی شانه من گذاشت و گفت واقعا مستی به داشتن...

میخواهم در دنیای آرامش غیر درکی خودم غرق بشوم ،چشمانم را ببن...

_به یاد دارم حدود دوسال پیش، من فقط یک فرد ایرانی بودم که ای...

به نام خدا: امروز تصمیم گرفتم جدی جدی برای ارشد بخونم میدونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط