{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنجم!!! در لایو کوکمین چه ها گذشت!!

🐰: ما خیلی به چیزای مختلف فکر کردیم.
🐥: "وقتی همه اعضا دور هم جمع بشن، باحال نمیشه؟" "کار کردن باحال نمیشه؟" ما خیلی در مورد این چیزا حرف زدیم.
🐰: آره.
🐥: و وقتی احساساتی می‌شدیم، در واقع این روزا دیگه مثل قبل احساساتی نمیشیم، نه؟
🐰: من یه کم جدی‌تر شدم.
🐥: من زیاد احساساتی نمیشم، ولی وقتی خوابمون نمی‌بره و تا صبح زود در مورد این چیزا حرف می‌زنیم، کلماتی که می‌خوایم بگیم به ذهنمون میاد و روز بعد یادداشتشون می‌کنیم.
🐥: با اینکه باید وزن کم کنیم، فکر می‌کنم از یه جهاتی سالم‌تر شدیم، نه؟
🐰: فکر نمی‌کنم اینطور باشه....
🐥: 🧍🏻
🐰: اینطور نیست؟
🐥: 🧍🏻

🐰: نمی‌دونم سالم‌تر شدم یا نه...
🐥: این صداقتتم تحسین برانگیزه
اسلاید ۱: جونگکوک در حال دستپاچه بودن:
تزئینات کیک رو به میمین هیونگ نشون میده و میگه هیونگ های کمپانی گفتن که اونام خوردنیه اونایی که روشه
اسلاید ۲ و ۳: این فوتوبوثشون رو هم بهمون نشون دادن🥹
🐰: روز اول تمرین بی‌وقفه حرف زدیم! واقعاً به جز ما، هیچ‌کس زیاد حرف نمی‌زد *😂🤣😂🤣*
🐥: وای... یادمه بقیه همه ساکت و بی‌حرکت نشسته بودن...
🐰: ما یه گوشه نشسته بودیم، بی‌وقفه پچ‌پچ می‌کردیم، و بعد وقتی بهمون نگاه می‌کردن، یهو ساکت می‌شدیم انگار نه انگار و به در و دیوار نگاه می‌کردیم
🐰: اگه خوب غذا نخورم یا نخوابم، مغزم کار نمی‌کنه.
🐥: درسته، بیشتر آدما همینطورن.
🐰: بابا ما اینقدر می‌خواستیم لایو بذاریم، و من به این فکر می‌کردم که چی بگم و در مورد چی حرف بزنم، ولی الان که لایو گذاشتیم، مغزم از کار افتاده.
🐰: من یه تردمیل برای خونه خریدم، برای همین صبح و شب...
🐥: تو همون تردمیلی رو خریدی که من دارم.
🐰: آره، برای تمرینات هوازی.
🐥: تو دوباره داری ازم اسکی میری
🐰🐥: 😂😂😂
🐰: آیش.
🐰: خیلی دلم براتون تنگ شده بود و خوشحالم که دوباره تونستیم همدیگه رو ببینیم. به زودی با یه جنبه جدید و بهتر از خودم برمی‌گردم! خیلی ممنون که منتظرمون بودید.
🐥: به نظرم داستانای سربازی برای بقیه اعضا هم زیاد پیش میاد، و فکر می‌کنم به مرور زمان همه اینا کم‌کم خودش آشکار میشه.
🐰: درسته.
🐥: حالا ما سالم برگشتیم. دیگه ناپدید نمیشیم!! از این به بعد سخت روی پروموشن کار می‌کنیم. و همین الان! باید موسیقی خوب بسازیم!
🐰: ما به زودی بهتر از قبل برمی‌گردیم پیشتون!
🐥: فعلاً
🐰: چرا داریم اینحوری و انقدر نوب خداحافظی میکن-
🐥: یونجونی میگه: «هیونگ، دفعه بعد با هم غذا بخوریم».
🐰: هیونگ فقط برای «غذا خوردن» برات وجود داره؟
🐥: مگه تو خودتم غذایی؟
🐰: 🤣🤣🤣

و رفتن🫠🫠😭😭

https://wisgoon.com/p/DQSUN735T5/
https://wisgoon.com/p/A2YYV3QBXF/
https://wisgoon.com/p/XYX8M7KP90/
https://wisgoon.com/p/P41CY3ZV9R/
دیدگاه ها (۰)

6 از ۷😭😭🫠🫠 کم موندههه

خب گایز تهیونگ نرسیده اتک میزنه🫠🫠😭😭*این دوتا ویدیو هم دختره ...

پارت چهارم!!! در لایو کوکمین چه ها گذشت!!!

پارت سوم در لایو کوکمین چه ها گذشت!!!!

ادامه ترجمه لایو ویورس تهیونگ:🐻🐻 من زیاد گوشیم رو شارژ نمی‌ک...

اسلاید اول:🐥داری کم‌کم هیکلی می‌شی! وقتی دستتو بالا بردی، سی...

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

پیام هانیییی

‏🐺 [۲۳:۰۳ ~ ۲۳:۰۹ به وقت آرژانتین]آبشش کوسه‌ای ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋدقیقا...

ادامه ترجمه لایو ویورس امروز تهیونگ وجونگ‌کوک:🐻🌸🐰🐰 : توی این...

*💌:جیسونگی پیامی در بابل فرستاده🐿:سلام من جیسونگ صاحب تولدم ...

برای رسیدن به موفقیت بعضی از مردم کاری می کنن که تو فکر کنی ...

آدم خیلی خسته میشه، کم میاره، یه وقتایی دیگه واقعاً کشش ندار...

خلاصه لایو امروز تهیونگ در ویورس:🐻🐻 غذا خوردم. با اعضا غذای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط