Lovely actor part : last (16)
ادامه پارت
+ خب.. بگو
& سلام بچه ها..اول از هر چیزی باید بگم من از احساساتتون نسبت به همدیگه خبر داشتم از کجا؟ رفتاراتون برای منی که خودم قبلا دچار یه مثلث عشقی گیج کننده شده بودم قابل تشخیص بود، از طرفی هم خودتون هیچ کاری نمیکردین و بهمدیگه احساساتتون رو نمیگفتین و از جایی که میدونستم بعدا یکیتون حسرت میخوره و پشیمون میشه از نگفتنش خودم دست به کار شدم
÷ منظورتون چیه؟
& يونا من هیچ وقت نمیخواستم باهات قرار بزارم و اون پیشنهاد فقط جز کوچیکی از نقشم بود اون مدل روهم من فرستادم برن سراغ پسرا تا تو ببینیشون و یه کاری انجام بدی چون میدونستم از این دو تا بخاری بلند نمیشه
_ یااا هیونگ نیم اشتباه میکردی
خندید و در جواب گفت : & اگه من اون کارارو نمیکردم که الان نه تو میدونستی یونا دوست داره نه جئون شی و دیشبم تو خونه های خودتون تنهایی و با حسرت میخوابیدین اما به جاش حسابی خوش گذروندین
+ هیونگ سویاااا ببینمت از سه قسمت پارت میکنم
& میتونین سه تایی بیاین سر صحنه فیلم برداری فیلم جدیدم و همونجا پارم کنین الانم مزاحم نشو دارم رانندگی میکنم خدافظ
+ يااا هیونگ سو بوزینه خودش زنگ زده بعد میگه مزاحم نشووو پس همه چیو مدیون هیونگ سوییم نه؟
_ اینطور که معلومه آره
+ خاک تو سرمون که هیونگ سو باید پا پیش میذاشت تا این اتفاقا بیوفته
_ چاگیا چرا انقدر حرص میخوری؟ الان دیگه کنارتیم و قرار نیست چیزی جدامون کنه
جونگکوک بوسه ی سطحی روی لبهای یونا گذاشت
÷ این بار صبحونه با ما فکر کنم این سری اگه بخوای صبحونه درست کنی برامون انقدر به دیشب فکر میکنی که دوباره میزنی لیوان ها رو میشکونی
اینم از پارت آخر امیدوارم که خوشتون اومده باشه ممنونم تا آخر چند پارتی ازم حمایت کردید بوس بهتون
تا چند پارتی بعدی به دورد
+ خب.. بگو
& سلام بچه ها..اول از هر چیزی باید بگم من از احساساتتون نسبت به همدیگه خبر داشتم از کجا؟ رفتاراتون برای منی که خودم قبلا دچار یه مثلث عشقی گیج کننده شده بودم قابل تشخیص بود، از طرفی هم خودتون هیچ کاری نمیکردین و بهمدیگه احساساتتون رو نمیگفتین و از جایی که میدونستم بعدا یکیتون حسرت میخوره و پشیمون میشه از نگفتنش خودم دست به کار شدم
÷ منظورتون چیه؟
& يونا من هیچ وقت نمیخواستم باهات قرار بزارم و اون پیشنهاد فقط جز کوچیکی از نقشم بود اون مدل روهم من فرستادم برن سراغ پسرا تا تو ببینیشون و یه کاری انجام بدی چون میدونستم از این دو تا بخاری بلند نمیشه
_ یااا هیونگ نیم اشتباه میکردی
خندید و در جواب گفت : & اگه من اون کارارو نمیکردم که الان نه تو میدونستی یونا دوست داره نه جئون شی و دیشبم تو خونه های خودتون تنهایی و با حسرت میخوابیدین اما به جاش حسابی خوش گذروندین
+ هیونگ سویاااا ببینمت از سه قسمت پارت میکنم
& میتونین سه تایی بیاین سر صحنه فیلم برداری فیلم جدیدم و همونجا پارم کنین الانم مزاحم نشو دارم رانندگی میکنم خدافظ
+ يااا هیونگ سو بوزینه خودش زنگ زده بعد میگه مزاحم نشووو پس همه چیو مدیون هیونگ سوییم نه؟
_ اینطور که معلومه آره
+ خاک تو سرمون که هیونگ سو باید پا پیش میذاشت تا این اتفاقا بیوفته
_ چاگیا چرا انقدر حرص میخوری؟ الان دیگه کنارتیم و قرار نیست چیزی جدامون کنه
جونگکوک بوسه ی سطحی روی لبهای یونا گذاشت
÷ این بار صبحونه با ما فکر کنم این سری اگه بخوای صبحونه درست کنی برامون انقدر به دیشب فکر میکنی که دوباره میزنی لیوان ها رو میشکونی
اینم از پارت آخر امیدوارم که خوشتون اومده باشه ممنونم تا آخر چند پارتی ازم حمایت کردید بوس بهتون
تا چند پارتی بعدی به دورد
- ۷.۵k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط