Lovely actor part : 14

جونگکوک که یونا رو توی آغوشش گرفته بود سریع روی صندلی های عقب ماشین نشست و تهیونگ هم درست کنار چان سونگ قطعا به منیجر یونا همه چیز رو توضیح نداده بودن و ماجرا رو توی زیاد الکل نوشیدن یونا و حال بدش خالصه کرده بودن
- باز تو دردسر درست کردی؟ اگه کمپانی بفهمه که تا دو ماه اجازه کار بهت نمیده دختر
یونا با همون چشمای بسته و صدای کشیده گفت:
+ اما.. ارزشش رو داشت
تهیونگ و جونگکوک خوب میدونستن منظور حرف اون دختر چی بود ارزشش رو داشت جمله ای بود که الان فقط و فقط اون دونفر درکش میکردن و میدونستن دقیقا چه چیزی ارزش این حال بدش رو داشت. دونستن اینکه اون پسرا دوستش دارن ارزشش از هر چیز دیگه ای بیشتر بود
- آیگو آیگو تو خونتم میتونستی تا خرخره بخوری و مست کنی چرا باید وسط مراسم به این مهمی ارزش این کار برات زیاد باشه؟
_ هیونگ نیم حالش خیلی خوب نیست فکر کنم بهتر باشه زودتر ببریمش خونه
- گاهی اوقات میخوام از دست این دختر خودمو بندازم جلوی تریلی...شماها چرا باهاش اومدین؟
÷ با این حالش نمیتونه حتی راه بره باید باهاش میومدیم
- خب یکیتون میومد چرا هر دوتاتون اومدین...مراسم هنوز تموم نشده
_ چقدر چرت و پرت میگی چان سونگاااا
- از این صحبت کردنت معلومه چقدر حالت بده تو این موقعیتم زبونت کوتاه نمیشه
+ بریم خونههه
- خیلی خب غر نزن
تو فکر تهیونگ و جونگکوک فقط یه جمله بود اینکه چان سونگ زیادی فضوله و به همه چیز کار داره جونگکوک طوری که اون دو متوجه نشن کنار گوش دختر توی آغوشش گفت : ÷ منیجرت هنوز هیچی نشده سوال پیچمون میکنه
+ منظورت چیه.. هیچی نشده؟
نیشخند کوتاهی زد : ÷ شاید امشب خیلی اتفاقا بیوفته
┈─┈──┈𔘓┈──┈─┈
لیوان آب رو به زور توی دستاش گرفت و ازش نوشید سردرد شدیدی داشت و مدام چشماش سیاهی میرفت و توی حال و هوای خودش نبود همه ی اینا به خاطر اون همه الکلی بود که نوشیده بود جونگکوک کنارش نشسته بود و فقط نگاهش میکرد هر سه نفرشون خوشحال بودن از اینکه احساساتشون درست مثل همدیگست لیوان رو روی میز مربعی شکل رو به روش گذاشت و سرش رو به شونه ی پسر کنارش تکیه داد تهیونگ کتش رو در آورد و روی صندلی کنار شومینه انداخت و سمت چپ یونا نشست و موهای کوتاه اون دختر رو بو کرد
_ هوممم..همیشه این موها بوی وانیل میدادن؟ چه حیف که زودتر این عطر رو بو نکردم
÷ شاید اگه تو دنیای امگاورسی فیکشنای طرفدار سلبریتیا بودیم رایحه يونا وانیل بود درسته؟
_ شکی درش نیست
+ شایدم هر سه تای ما شخصیتای به فیکشنی چیزی باشیم که همچین مثلت عشقی به وجود اومده
_ یا شخصیتای یه کیدراما؟
÷ که یکیشون خیلی شیطونه؟ چون همین الان داره با دکمه های پیرهن من ور میره؟
نگاه هر دوی اونا روی دستای یونا که درست روی قفسه سینه. جونگکوک میرقصیدن خیره بود اون دختر خجالتی..حالا داشت چیکار میکرد؟
مستانه خندید
+ این که شیطونی نیست
و دقیقا بعد از گفتن این حرف انگشتای ظریفش رو پایین و پایین تر برد و درست روی برجستگی شلوار جونگکوک نگهشون داشت
+ این شيطونيه..
تهیونگ پوزخندی زد و دستاشو دور کمر یونا حلقه کرد
_ هیچوقت فکر نمیکردم انقدر رک بشی
خندید و سرش رو روی شونه ی تهیونگ تکیه داد
+ با عادتای مستیم آشنا شو
_ چرا؟ چون از این به بعد خیلی قراره تو این حالت باشی؟
+ اوم.. شاید
÷ شیطونی و لاس زدن کافیه کانگ یونا اینجا صحنه فیلمبرداری نیستش که این حرفات عواقبی نداشته باشه
صورتش رو کمی نزدیکتر برد و توی چشمای خمار یونا زل زد
÷ اینجا تو درست کنار مایی و هر حرف و حرکتت ممکنه اتفاق خوبی در پیش نداشته باشه
+ هوممم جونگکوکا میبینم تو هم توی لاس زدن و..این حرفا مثل تهیونگ شی هستی جفتتون مثل همدیگه این تا حالا این مدلی ندیده بودمتون
_ از این به بعد بیشتر میبینی بیبی گرل
+ خب.. بیشتر نشونم بدین
خندید و توی چشمای تهیونگ زل زد حرارت بدنش همین حالاهم بالا بود و با لحن صحبت کردن و حرکاتش اون دو روهم تح**ریک کرده

های گایز اینم از پارت جدید و شما رو با این پارت تنها میزارم حمایت فراموش نشه عزیزان گلم
دیدگاه ها (۵۵)

Lovely actor part : last (16)

Lovely actor part : last (16)

Lovely actor part : 13

Lovely actor part : 12

میان عشق و درد ---پارت اول:صبح بود و نور خورشید آرام روی پنج...

black flower(p,318)

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 93 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩اما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط