{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و یک شب که دلش گرفته بود ، نشست به حرف زدن با ما ...

و یک شب که دلش گرفته بود ، نشست به حرف زدن با ما ...

گفت : پس جهان را ملک نعمت است و ملک رحمت است و ملک عذاب ...

ملک نعمت ، تماشاست که ببینی و حیران شوی و در صورت و سیرتش غرقه باشی ...

و ملک رحمت ، معاشرت و نزدیکی است که لمس کنی و ببویی و ببوسی و بنوشی و نوازش کنی و به آغوش بفشاری ...

حرفش ناتمام ماند ، سکوت کرد و چشمانش پر شد و بعد از این که چند اقیانوس را بارید ، گفت : اما دور باد از شما ملک عذاب ، که فراق و دوری و ملامت و پشیمانی است ...
دیدگاه ها (۷)

نسبتامMy wife: https://wisgoon.com/mnijungkook_vMy little si...

سریال : #هنوز_17_سالشه خوشحال میشم به پیجم سر بزنی🦋✨>> #لایک...

حاجی قربون دستت ، فقط خواستی از دلشون در بیاری بجاش بدون دقی...

اخرین پست

الماس محبوب درخشید؛ستاره‌ای که از خواب بیدار شد🔈 پایان مسابق...

گرگ‌های درنده؛خشم رئال را سر آنها خالی کردند🔈پایان مسابقه - ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط