{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حقیقت تلخ زیستن همین دایرهی واژگونیست که ما را در م

حقیقتِ تلخِ زیستن، همین دایره‌یِ واژگونی‌ست که ما را در میانه‌یِ “داشته‌هایِ ملال‌آور” و “نداشته‌هایِ فریبنده” سرگردان کرده است. مجرد، تنهائی‌اش را شبیه به حفره‌ای می‌بیند که باید با حضورِ دیگری پر شود، اما متاهل، حضورِ دیگری را دیواری می‌یابد که راهِ نفس کشیدنِ “خودِ واقعی‌اش” را بسته است. ما در رقابتی ابدی با زمان، همیشه بازنده‌ایم؛ وقتی توانِ دویدن داریم، در اشتیاقِ بزرگی می‌سوزیم و وقتی خردِ نگاه کردن به پشتِ سر را می‌یابیم، دیگر پایی برای برگشت به خلوصِ کودکی نداریم. این چرخه، نه از سرِ بدشانسی، که از اصالتِ سیری‌ناپذیریِ روحِ بشر است؛ روحی که یاد گرفته است فقط به “غیاب” عشق بورزد و “حضور” را با تبرِ عادت، از پای درآورد.
آدمی سنگی نیست که با هر ضربه صیقل بخورد؛ گاهی چینیِ نازکی‌ست که بعد از هزاربار بند زدن، دیگر تابِ تکانی دوباره را ندارد. حقیقت این است که ما از تنهایی نمی‌ترسیم، ما از “دوباره شروع کردن” وحشت داریم. از اینکه باز بنشینیم و رزومه‌یِ روح‌مان را برای یک غریبه پهن کنیم، از اینکه باز ثابت کنیم لایقِ ماندنیم، و باز از نو بشناسیم و از نو بشناسیم و از نو بشناسیم… این "از نو"ها، موریانه‌هایی هستند که ستونِ حوصله را جویده‌اند. ترجیح می‌دهیم در قلعه‌یِ خاموشِ خودمان بمانیم، نه چون سنگدل شده‌ایم، بلکه چون دیگر “خونی” در رگِ اشتیاق‌مان نمانده که بخواهیم پایِ نهالِ رابطه‌ای جدید بریزیم. ما فقط خسته‌ایم؛ خسته از نقشِ اولِ درام‌هایِ تکراری بودن.
دیدگاه ها (۰)

شبیه به موجی شده‌ام که با تمامِ توانش می‌دود تا به ساحل برسد...

می‌گویند زمان آدم ها را عوض می‌کند اشتباه نکن!!زمان حقیقت آد...

آدمی سنگی نیست که با هر ضربه صیقل بخورد؛ گاهی چینیِ نازکی‌ست...

شهدا سر رشته هایی هستند که با تمسک به آن ها می توانیم به بال...

هیچ رابطه ای در دنیا تنها با یک دلخوری ساده در یک روز و زمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط