آدمی سنگی نیست که با هر ضربه صیقل بخورد گاهی چینی نازکی
آدمی سنگی نیست که با هر ضربه صیقل بخورد؛ گاهی چینیِ نازکیست که بعد از هزاربار بند زدن، دیگر تابِ تکانی دوباره را ندارد. حقیقت این است که ما از تنهایی نمیترسیم، ما از “دوباره شروع کردن” وحشت داریم. از اینکه باز بنشینیم و رزومهیِ روحمان را برای یک غریبه پهن کنیم، از اینکه باز ثابت کنیم لایقِ ماندنیم، و باز از نو بشناسیم و از نو بشناسیم و از نو بشناسیم… این "از نو"ها، موریانههایی هستند که ستونِ حوصله را جویدهاند. ترجیح میدهیم در قلعهیِ خاموشِ خودمان بمانیم، نه چون سنگدل شدهایم، بلکه چون دیگر “خونی” در رگِ اشتیاقمان نمانده که بخواهیم پایِ نهالِ رابطهای جدید بریزیم. ما فقط خستهایم؛ خسته از نقشِ اولِ درامهایِ تکراری بودن.
- ۱۵.۸k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط