{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاهزاده شیطانی من

ویو ات)
با کوک بحثم شد که روم خیمه زد و بهم گفت منظورم تویی بعد که خواست بلند شه موهام به کتش گیر کرد که باعث یک بوسه شد
وقتی اون نیلا دختر عمه خرزش اومد حیغ نسبتن بلندی زد که کوک رفت بهش گفت.

-: چرا در نمیزنی مزاحم میشی؟(عربده)
@: کوک تو داری اون دختر رو میبوسی؟؟
_: اولن اون دختره ایم داره اسمشم اته دومن اون دختره زنمه دارم بوسش میکنم و مشکلیم نمیبینم(عربده ترسناک)

+: از حرفای کوک تعجب کرده بودم کلی خیلی خوشم اومد ازم دفاع کرد

@: الان جیغ میزنم بیان ابروتون بره

_: جیغ بزن و رفت سمت ات و بوسه رو ادامه داد
و ات هم همکاری کرد برای اینکه نیلا رو حرص بده

@: از شدت حرص هیچی نگفتمو فقط از اتاق زدم بیرون و درو محکم کوبوندم رو هوم کع با قیافه خوشحال داییم مواجه شدم

♡: نیلا دختر اینجا چیکار داری؟

@: دایی من عاشق کوکم اما اون داره اتو میبوسه(گریه فیک)

♡: دخترم این خیلی خوبه چون اینطوری ات عاشق خودش میکنه و ما میتونیم راحت تر سرزمین الف هارو به دست بیاریم(نیشخند صدا دار)

@: اما دایی پس من چی😭

♡: دخترم کوک اصلا به ات هیچ احساسی نداره بعد از اینکه این سرزمین مال خودمون کردیم جونکوک باتو ازدواج میکنه

@: مرسی داییی

(این پارت ویرایش شده و این که این پارتو گزارش کردن من مجبور شدم یک بار دیگه بنویسم)
دیدگاه ها (۶)

عیدتون مبارک

شاهزاده شیطانی من

شاهزاده شیطانی من

شاهزاده شیطانی من

۲۰دقیقه بعد زمان حال نویسنده گارسون برای ات و کوک سفارشون رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط