رمان رویای من
رمان رویای من
فصل دوم
پارت ۵۶
دیانا: دستمو گذاشتم رو شونه هاش
ارسلان: از خودم جداش کردم و گفتم الان خوبی چیزیت نیست دستمو دوباره گذاشتم رو جای قلبش هنوزم داشت تند تند میزد
دیانا: خوبم
ارسلان: مطمئنی چیزی نمیخوای بخوری بهتر بشی
دیانا: نه خوبم
ارسلان: ولی تبش تند قلبت اینو نمیگه ها برو بشین برات یه لیوان آب بیارم
دیانا: برام یه لیوان آب اورد
ارسلان: میای بریم ساحل
دیانا :الان؟ گشنت نیست؟
ارسلان: چرا خیلی
دیانا: پش بزار یه چی بخوریم بریم
فصل دوم
پارت ۵۶
دیانا: دستمو گذاشتم رو شونه هاش
ارسلان: از خودم جداش کردم و گفتم الان خوبی چیزیت نیست دستمو دوباره گذاشتم رو جای قلبش هنوزم داشت تند تند میزد
دیانا: خوبم
ارسلان: مطمئنی چیزی نمیخوای بخوری بهتر بشی
دیانا: نه خوبم
ارسلان: ولی تبش تند قلبت اینو نمیگه ها برو بشین برات یه لیوان آب بیارم
دیانا: برام یه لیوان آب اورد
ارسلان: میای بریم ساحل
دیانا :الان؟ گشنت نیست؟
ارسلان: چرا خیلی
دیانا: پش بزار یه چی بخوریم بریم
- ۴.۹k
- ۰۲ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط