{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تیر عاشقی

تیر عاشقی💘
Part : 17
از دید لیا:
سریع آرژیری رو که برای معموریتا داشتم رو در آوردم و گذاشتم روی سقف ماشین و روشنش کردگ.
بلندگوش رو هم در آوردم.
لیا: تاکسی با پلاک ******* سریع وایستا.
*راننده ی بدبخت هم که ترسیده بود نمی دونست چیکار کنه.
کوک: آقا لطفا گاز بدین
*لیا که دید تاکسی واینمیسته بلکه تند تر میره چاره ای جز اینکه بره جلو ماشین نداشت
لیا پاشو محکم گذاشت روی گاز و از تاکسی جلو تر رفت و سریع پیچید جلوی تاکسی. راننده تاکسی سریع ترمز گرفت و پیاده شد. لیا پیاده شد و رفت جلو، کارتشو نشون داد و در ماشین رو باز کرد.
لیا:آقای جئون لطفا پیاده شید.
*کوک پیاده شد و لیا دستبدشو در آورد و زد به دست کوک
لیا: آقای جئون جونگکوک، شما به جرم قاچاق اعضای بدن دستگیری. میتونی وکیل بگیری و از الان هر چی که بگی بر علیه خودت توی دادگاه استفاده میشه.
کوک همینجوری مونده بود چون اصلا کارش قاچاق اعضای بدن نبود!
لیا کوک رو روی صندلی جلو میشینونه و خودشم سوار میشه و گازشو میگیره.
کوک: چیکار داری میکنی؟ من که داشتم میرفتم خودمو تحویل بدم چرا تو به خودت زحمت دادی بیای؟
اصن وایسا.... چجوری پیدام کردی؟؟
لیا: فعلا چیزی نپرس و دستتو باز کن. (کلیدو میندازه تو دست کوک و کوک دستشو باز میکنه)
لیا: اومدم فراریت بدم احمق
کوک: چی؟..... دیوونه شدی؟ اگه از کارت اخراج بشی چی؟
لیا: اشکالی ندازه
کوک: یعنی چی که اشکالی نداره؟ مگه تو نمیخواستی قاتل پدرتو پیدا کنی؟
*لیا تعجب کرد و ماشینو یه دفعه ای نگه داشت. تعجب کرد چون هیچ کس جز جونگ سو از این موضوع خبر نداشت
لیا: تو اینو از کجا میدونی؟
کوک:الان این چیز مهمی نیست....لیا... (دستشو میگیره) من نمیخوام اتفاقی برات بیوفته....مخصوصا بخاطر من!
لیا: چرا؟ چرا نمیخوای اتفاقی برام بیوفته؟ مگه من برا چیم؟
کوک: چون...چون دوستت دارم..... دوستت دارم لیا! و این واقعیه....
*لیا از ماشین رفت بیرون و کوک هم سریع رفت بیرون. لیا سر در گم بود وموهاشو داد عقب. همون لحظه کوک رفت و بغلش کرد....

لایک و فالو؟ ذوقی میشم گوگولی

#ادیت#کیپاپ#استری_کیدز#بی_تی_اس#بلک_پینک#حق#آرمی#بلینک#آهنگ#متفرقه#جالب#آرمی#لیسا#رزی#جنی#جیسو#استی#جین#جیمین#نامجون#تهیونگ#شوگا#جونگکوک#جیهوپ#بنگچان#هان#چانگبین#لینو#آی‌ان#سونگمین#فلیکس#هیونجین
دیدگاه ها (۱)

تير عاشقی💘Part : 18*کوک توی خیابون لیا رو بغل کرد. لیا هم بع...

تیر عاشقی💘Part : 19*بعد اینکه لیا کوک رو بوسید عقب کشید و تو...

تیر عاشقی💘16 : Part *لیا پرید روی تخت و دهنشو گذاشت روی بالش...

تیر عاشقی💘Part : 15*نقشه ی لیا این بود که کوک رو توی خونه‌ش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط