{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تیر عاشقی

تیر عاشقی💘
16 : Part
*لیا پرید روی تخت و دهنشو گذاشت روی بالشتو تا میتونست جیغ زد. انگار دوستش داشت ولی انگار ازش متنفرم بود! یه حسی بین عشق و نفرت...
کوک صدای جیغشو شنید و لبخند زد.
ساعت ها گذاشت، شب شد و لیا و کوک خوابشون برد. صبح روز بعد لیا بیدار شد و دید یه نامه روی میز کنار تختشه نامه رو باز کرد و خوندش. کوک نوشته بود(الان به لطفت خیلی بهترم، برای همه چی ممنونم و متاسف. نگران نباش فرار نمیکنم،اتفاقا دارم میرم خودمو تحویل بدم. موفق باشی. جئون جونگ کوک)
*لیا یه حس بدی به این کار کوک داشت سریع آماده شد و زد بیرون. گوشیشو نگاه انداخت و فهمید کوک کجاست.
حالا سوالتون اینه که چجوری فهمید کجاست؟ وقتی که کوک بیهوش بود لیا گوشیه کوک رو با اثر انگشتش باز کرده بود و محض احتیاط توی گوشیش برنامه ی جی پی اس ریخت که اگه فرار کرد بتونه پیداش کنه.
لیا سریع گاز داد و رفت دنبال جاییه کوک داشت میرفت
از دید کوک:
صبح زود یه فکری به سرم زد. رفتم یه نامه برای لیا نوشتم و وقتی رفتم توی اتاقش دیدم چقدر قشنگ خوابیده.
رفتم جلو و نشستم روی زانوم. با دستم موهایی که روی صورتش بود رو کنار زدم و چند ثانیه فقط نگاش کردم. یهو به خودم اومدم و رفتم عقب تر، نامه رو گذاشتم روی میز و آروم از اتاق رفتم بیرون. سریع تاکسی گرفتم و رفتم سمت ایستگاه پلیس. یه حسی داشت بهم میگفت کارم درسته و یه حس دیگه هم میگفت باید برگردم که یهو یه اتفاق عجیب افتاد.
از دید لیا:
تاکسی ای که جئون سوارش بود رو پیدا کردمو یه فکری به سرم زد....

لایک و فالو؟ ذوقی میشم گوگولی

#ادیت#کیپاپ#استری_کیدز#بی_تی_اس#بلک_پینک#حق#آرمی#بلینک#آهنگ#متفرقه#جالب#آرمی#لیسا#رزی#جنی#جیسو#استی#جین#جیمین#نامجون#تهیونگ#شوگا#جونگکوک#جیهوپ#بنگچان#هان#چانگبین#لینو#آی‌ان#سونگمین#فلیکس#هیونجین
دیدگاه ها (۴)

تیر عاشقی💘Part : 17از دید لیا:سریع آرژیری رو که برای معموریت...

تير عاشقی💘Part : 18*کوک توی خیابون لیا رو بغل کرد. لیا هم بع...

تیر عاشقی💘Part : 15*نقشه ی لیا این بود که کوک رو توی خونه‌ش ...

تیر عاشقی💘Part : 14از دید لیا:بیدار شدم و دیدم دو نفر دستمو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط