{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرمست شد نگارم, بنگر به نرگسانش

سرمست شد نگارم, بنگر به نرگسانش
مستانه شد حديثش, پيچيده شد زبانش
گه مي فتد از اين سو, گه مي فتد از آن سو
آن کس که مست گردد, خود اين بوَد نشانش

🗒 #مولانا
دیدگاه ها (۳)

تو می‌دانی که من بی تو،نخواهم زندگانی را...🗒 #مولانا

میلاد با سعادت حضرت اقـــــا امیــــرالمؤمنین علی ابن ابی طا...

جرعه به جرعه میدهمشعر به نوش دلبرم ؛دل ڪه نڪرد اثر به او شـع...

من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از اوگویی که نیشی دور...

جونگکوک عمیق غرق افکارش بود در سکوت فنجان قهوه اش را در مشت ...

امن ترین خطرپارت ۱۵«لحظه‌ای قبل از سقوط» هوای زیرزمین سنگین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط