{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان جونکوک

🌖DARK WORLD{ part ۴ }🌔

×وقتی وارد شدم دهنم از تعجب باز موند ... پسر و دختر های زیادی که با لباس زیر بودن بیشتر شونم چیزی نداشتن ... سرمو انداختم پایین تا نگاهم بهشون نخوره... ولی صداهای نالشون می‌شنیدم... دقیقا فیلم سکسی داشتم نگاه میکرد متوجه جونکوک شدم بدون توجه بهش گوشه ای نشستم و ویسکی سفارش دادم....

ویو نیم ساعت بعد ....‌

× مست مست بودم کارام دست خودم نبود ... از جام‌ بلند شدم و به سمت کوک رفتم از کرواتش گرفتم و به سمت خودم کشیدم ... معلوم بود از کارم تعجب کرده .... خودمو به سمت جلو بردم و جای گوشش اروم شروع کردم به حرف زدن ...
× ددی میخوامت....
- چی میگی گمشو
× منم یکی از اونا که هرشب باهاشی...( روی پاش میشینه) میخوامت.... تورو میخوام ...
- خودت خواستی ....
× مچ دستمو گرفت و منم دنبالش میرفتم کارام دست خودم نبود انگار یکی داشت منو کنترل میکرد ....

ویو صبح:
× به سختی چشامو باز کردم که متوجه اتاق قرمز رنگی شدم نگاهی به خودم کردم که هیچ لباسی نداشتم .... روی تخت پر از خون بود با صدایی که شنیدیم برگشتم ...
- این پولو بردار برو خونت ( در حال بستن دکمه لباسش)
× من چرا اینجوریم( بغض)
- ( پوزخند) دیشب یادت نیست
× تو به من تجاوز کردی این امکان نداره( گریه)
- نیاز خودت بوده
× من دخترونگیم رو از دست دادم ( گریه )
- گمشو بیرون
× تو یک اشغال بدرد نخوری .... حالم ازت بهم میخوره ( داد)
× لباسمو که روی زمین افتاده بود رو برداشتم و بعد از پوشیدنشون بدون حتا یک کلمه از اتاق خارج شدم.... نمی تونستم درست راه برم... به سمت دیوار رفتم تا بتونم تعادلم رو حفظ کنم ... از خودم متنفرم من که از این کار ها متنفر بودم خودم پا به این کار باز شد ... در حالی که سعی میکردم بغضم رو قورت بدم ... با صدایی برگشتم که....

ادامه دارد....🌔


اسمات بزارم.... حمایت یادتون نره تنکیو بای بای ⭐
دیدگاه ها (۲۵)

#My_company_model پارت ۳۸ویو بیناصبح با دل درد شدید از خواب ...

پارت ۱۴مست شده بودم حالم دست خودم نبود.ناله میکردم و میگفتم ...

پارت یازدهمزمان حال الان چند ساعت از وقتی که جونگکوک بیدار ش...

منو ببخش پارت ۳

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای آزار دهنده ی زنگ ساعت گوشیم ، دستم رو...

چند پارتیـ درخواستیـــــــــــــــــ🧊💔ـــــــــــــــــوقتی ...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )

سرنوشت پارت(۱۳)

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط