{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغضی از جنس شیشه راه گلویم را بسته است

بغضی از جنس شیشه راه گلویم را بسته است
بشکند میمیرم
نشکند میمیرم
کاسه ی چه کنم دست گرفته ام میان آوارگی دل پر دردم
پس از فصل آن همه درد کی به مقصد می‌رسد
دیگر. همانی نیست که به راه افتاده بود
دیدگاه ها (۰)

🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷

وطنم تنم چه باشد که بگویمت تنی تو که تو جان سراپا همه جان رو...

از من چه مانده است جز تنهایی ام جز یخ زدگی رویاهایم و چند خط...

کسی تو را نگفته بود که زیادی هرچیز آدمی را نابود میکند من بع...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

نام فیک: عشق مخفیPart: 47ویو ات*جی. واقعا؟ات. علائمش رو دارم...

اسم= آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟ پارت 57(ویو لنا )= با حس در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط