{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرنس کیم

پرنس کیم
پارت بیست و یک
___________
ویو ا.ت
رو تخت سنگی نشسته بودم و دستم رو زخمم بود ...سرباز های کره ، چرا باید برای کشتن من بیان ؟؟
تو افکارم بودم که یکی کنارم نشست بهش نگاهی کردم همون پسره بود که ما رو نجات داد ...جیهوپ
+ت،تو راهزنی؟!
&آره
+ج،جیمین رو از کجا می‌شناسی ؟!
&داستانش خیلی طولانیه ...ولی بدون ...من و جیمین با اون پسره که اونجا کنار آتیش نشسته یعنی یونگی باهم دوستیم
+ا،اما چطوری؟!...تعریف کن برام
&چرا دنبالت بودن؟!
+ن،نمیدونم
&ولی من می‌دونم
+چ،چرا ؟!
&تو اول برام تعریف کن ....هر چیزی که از امپراطور می‌دونی ....تا من بدونم تا کجای قضیه رو می‌دونی
+چرا باید برای یه راهزنی که بهم دستور دادن دنبالش بگردم و بکشمش اطلاعات امپراتور رو بگم ؟!
&چرا نپرسیدی از خودت که چرا دنبالت کردن ؟!
+تو اول بگو
&نمیشه ...حرف بزن ...اگر میخوای کل ماجرا رو بدونی
+چی بگم ؟!
& امپراطور چند تا فرزند داره ؟!
+ام،امپراطور یه فرزند داره پرنس کیم یا همون کیم تهیونگ
&از همون اول معلومه هیچی نمیدونی
+ساکت شو (تعریف کردن هرچیزی که میدونه)
&خیلی اطلاعاتت ناقصه
+تو بگو
& امپراطور دو تا فرزند داشت ...اگر اون فرزندش بود ...الان به جای پرنس کیم باید جانشین میشد
+مرده؟!
&نه .... امپراطور خوب میدونست اگر پسر اولش رو جانشین کنه قدرت هاش از بین میره ...و خوب میدونست که پسر کوچیکش پیش همه محبوبه پس همه این موضوع رو قبول میکنن ...
+پس پسر اولش چی؟!
&اونم محبوب بود ولی نه اندازه پرنس کیم ...پرنس کیم به الاهه زیبایی به فرشته تشبیه شده بود ...هیچ کسی وجود نداشت که پرنس کیم رو دوست نداشته باشه ولی...پسر اولش چی ؟! مردم اون رو هم دوست داشتند ولی نه مثل پرنس کیم ...امپراطور برای اینکه بتونه بعد از جانشین شدن پسرش باز هم قدرت داشته باشه پسر اولش رو از قصر بیرون کرد
+اما ... چجوری؟!
&وقتی از قصر بیرونش کرد دو هفته ازش خبری نبود...کردم فکر میکردن مرده اما بعد از دو هفته توسط خود امپراطور اعلام شد که اون پسر حاصل نامشروع خود امپراطور با یه خدمتکار هست و الان شده خلافکار
+دروغ بود ؟!
&آره
+این الان چی ربطی به اینکه دنبال من بودن داشت ؟!
&امپراطور دنبال تو بود چون میترسید تو از این قضیه بو ببری و همه چی رو لو بدی ...برای همین دنبال تو بود تا تو رو بکشه
+ولی ...من که نمی‌دونم اون شخص کیه اصلا تا حالا ندیدمش
&چرا دیدیش ...باهاش صحبت کردی ....
+اون شخص کیه؟!
&وقتی جیمین به هوش بیاد همه چی رو بهت میگه ...تا اون موقع خودت تلاش کن که بفهمی
بدون شنیدن حرف دیگه ای بلند شد و رفت
+یعنی چی ؟!
ادامه در کامنتتت
نظر یادت نره رفیق!!
#bts#army#BTS#ARMY#BANGTAN#fake#TAEHYUNG
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۲۱ خلاصه حسنا برگشت ایرانو برای عروسی دختر خاله اش اون ...

عاشقانه های شبنم

«می‌دونی، عجیب‌ترین قسمتش این نیست که تنها هستم، بلکه اینجاس...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

بوسه ی اجبار پارت هفتم

Heir of Light and Darknesspart : 8بعد از خوردن صبحانه جونگ‌ک...

آخرین بحث پارت ۱۳

این فرمانده نارو وفادار ترین شخص نسبت به تسو بود. اونقدر که ...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏از صبح مامانت مد...

موقع ساندچک، جیمین متوجه یه فن کوچولو شد که تی‌شرتی با این ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط