رمان تهیونگ
نام رمان :اتاق شماری
نام اینگلیسی :روم نامبر سِوِن
[ ROO Number seven]
(پارت یازدهم فصل دوم)
___________________________
⟡ ── پایان فلش بک ── ⟡
تهیونگ تند تند میبوسیدم
یکم از تهیونگ فاصل گرفتم و با دستام صورتشو قاب گرفتم با چشمای خمار قهویه ایش بهم نگاه میکردم
"+دلم برات تنگ شده بود
تیهونگ محکم دستمو گرفت و گذاشتم روی تخت موهام ناز میکرد
" _ترسیدی؟
سرمو انداختم پایین آروم گفتم
"+خیلی
تهیونگ محکم بغل دستش هنوز رو موهام بود و ناز میکرد
"_ببخشید نتونستم ازت مراقبت کنم
محکم دستمو دور گردنش حلقه کردم
" +مهم نیست
"+مهم اینه که الان کنارمی
آروم رو تخت دراز کشیدیم همو خیلییی محکم بغل کردم
انگار تمام دلتنگیام توی همون لحظه جمع شده بود دستامو دورش حلقه کردم و چند لحظه همونطور نگهش داشتم انگار نمیخواستم زود ازش فاصله بگیرم سرمو روی سینش گذاشتم و آروم نفس کشیدم حس عجیبی بود انگار فقط همون آغوش میتونست آرومم کنه
تهیونگ یکم دستشو تکون داد و پتو رو روم کشید چشمامو بستم و سیاهی..
___________________
بخشید کم شد و دیر شد
نام اینگلیسی :روم نامبر سِوِن
[ ROO Number seven]
(پارت یازدهم فصل دوم)
___________________________
⟡ ── پایان فلش بک ── ⟡
تهیونگ تند تند میبوسیدم
یکم از تهیونگ فاصل گرفتم و با دستام صورتشو قاب گرفتم با چشمای خمار قهویه ایش بهم نگاه میکردم
"+دلم برات تنگ شده بود
تیهونگ محکم دستمو گرفت و گذاشتم روی تخت موهام ناز میکرد
" _ترسیدی؟
سرمو انداختم پایین آروم گفتم
"+خیلی
تهیونگ محکم بغل دستش هنوز رو موهام بود و ناز میکرد
"_ببخشید نتونستم ازت مراقبت کنم
محکم دستمو دور گردنش حلقه کردم
" +مهم نیست
"+مهم اینه که الان کنارمی
آروم رو تخت دراز کشیدیم همو خیلییی محکم بغل کردم
انگار تمام دلتنگیام توی همون لحظه جمع شده بود دستامو دورش حلقه کردم و چند لحظه همونطور نگهش داشتم انگار نمیخواستم زود ازش فاصله بگیرم سرمو روی سینش گذاشتم و آروم نفس کشیدم حس عجیبی بود انگار فقط همون آغوش میتونست آرومم کنه
تهیونگ یکم دستشو تکون داد و پتو رو روم کشید چشمامو بستم و سیاهی..
___________________
بخشید کم شد و دیر شد
- ۶۸۶
- ۱۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط