یک ماه پیش سوار یکی از این ماشینهای گذری شدم که برم سرکا
یک ماه پیش سوار یکی از این ماشینهای گذری شدم که برم سرکار…
راننده یه آقای جا افتاده بود، به محض سوار شدن من، با یه نفر تماس گرفت و گفت:
سلام آقا رضا، آخر هفته قراره برای دخترم خواستگار بیاد.
راستش ما چند سال پیش مبلمون رو فروختیم چون خیلی داغون شده بود و بعدش گرون شد، دیگه نتونستیم بخریم.
الان داره واسه دخترم خواستگار میاد، این بچه واسه اینکه آبروش حفظ بشه یه مبل دست دو دیده، نه نو که دیگه برامون رویا شده.
همینم ۱۵ تومن کم دارم، الان چندروزه دارم رو ماشین دوستم کار میکنم پولش در بیاد.
۵ تومن هم خود دخترم از دوستش قرض گرفته خلاصه کلی طرفو قسم داد که بهش ۱۵ تومن پول بده.
امروز دوباره سوار همون ماشین شدم، و به راننده توجهی نکردم تا اینکه شروع کرد به تکرار همون مکالمه بدون جا انداختن «واو» دیدم بله خودشه :)))
شگرد جدید و جالبی بود، خدا میدونه چند نفر دلشون سوخته و بهش پول دادن
🆔 💯
راننده یه آقای جا افتاده بود، به محض سوار شدن من، با یه نفر تماس گرفت و گفت:
سلام آقا رضا، آخر هفته قراره برای دخترم خواستگار بیاد.
راستش ما چند سال پیش مبلمون رو فروختیم چون خیلی داغون شده بود و بعدش گرون شد، دیگه نتونستیم بخریم.
الان داره واسه دخترم خواستگار میاد، این بچه واسه اینکه آبروش حفظ بشه یه مبل دست دو دیده، نه نو که دیگه برامون رویا شده.
همینم ۱۵ تومن کم دارم، الان چندروزه دارم رو ماشین دوستم کار میکنم پولش در بیاد.
۵ تومن هم خود دخترم از دوستش قرض گرفته خلاصه کلی طرفو قسم داد که بهش ۱۵ تومن پول بده.
امروز دوباره سوار همون ماشین شدم، و به راننده توجهی نکردم تا اینکه شروع کرد به تکرار همون مکالمه بدون جا انداختن «واو» دیدم بله خودشه :)))
شگرد جدید و جالبی بود، خدا میدونه چند نفر دلشون سوخته و بهش پول دادن
🆔 💯
- ۱۸۰
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط