{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای قاتل من

مافیای قاتل من
پارت۲۶
چند دقیقه بعد
آت: آیییییی کوک درد میکنه (بغض)
کوک:کجات؟(نگران)
آت: اینجا(اشاره می‌کنه به جایی که کمرش رو پانسمان کردن)
کوک: برگرد
لباس آت رو میده بالا
کوک:بیا از کرمی که پرستار داد برات بزنم صبر کن بیارم

کوک:شاید یکم بسوزه
آت:اوهوم
کوک پانسمان رو در میاره تا کرم بزنه
ویو کوک:
وقتی پانسمان رو در آوردم رد زخم که بخیه زده شده بود و خونی شده بود رو دیدم دلم براش خیلی سوخت حتما خیلی درد داره
سعی کردم آروم کرم رو بزنم تا درد نکنه
بعد از اینکه کرم رو زدم پانسمانش رو عوض کردم
کوک : بیا بریم بالا بخوابیم
آت:اوهوم
(شاید فکر کنین آت خیلی سوسوله ولی اینطور نیست خیلی محکم زدتش )
آت:میرم اتاقم
کوک:لازم نکرده بیا اتاق من
آت:ازش میترسیدم پس به حرفش گوش کردم
آت:چجوری میخوابیم؟
کوک:رو تخت
ساعت۳ شب
ویو کوک:
با تکون خوردن های آت و ناله هاش بیدار شدم
کوک: آت
آت:کوک درد می‌کنه(گریه)
کوک:چیکار کنم آخه (نگران)
آت:(گریه)
کوک بغلش می‌کنه تا یکم آروم بشه
آت:کوک هق یه کاری هق کن (گریه)
کوک: میخوای برات یخ بیارم بزاریم روش یکم بی حس بشه؟
آت:نمی‌دونم(گریه)
کوک: صبر کن بیارم

کوک:بیا بزارم روش
آت رو تخت نشسته کوک از جلو بغلش می‌کنه و یخ رو می‌زاره رو کمرش
کوک:الان بهتره ؟
آت:هق..یکم..هق(گریه)
چند دقیقه بعد
ویو کوک
آت آروم شده بود و دیگه گریه نمی‌کرد نفس هاش منظم شد که فهمیدم خوابش برده
آروم درازش کردم رو تخت
لعنت به خودم چطور تونستم این بلا رو سرش بیارم
ادامه دارد...
شرایط
۱۴ لایک
۴۰ کامنت
۵ بازنشر
خوشگلا ببخشید دیر شد نمیتونستم وارد پیجم بشم🫠🦋
فرشته ها با آهنگش می‌خونین دیگه ؟
دیدگاه ها (۴۴)

مافیای قاتل منپارت ۲۷۲ماه بعدویو کوکتو این ۲ ماه کم کم به آت...

مافیای قاتل من پارت ۲۵۵ ماه بعدویو آت بعد از اینکه مامان کوک...

مافیای قاتل منپارت ۲۵آت:ازت متنفرم جئون(گریه)کوک:فعلا بخواب ...

مافیای قاتل منپارت۲۴آت:چیکار می‌کنی(گریه)کوک:هوییی چیکار می‌...

کوک. چرا بدم ات. دوروز نشده که من رو میخوای تنها بزاریییییی ...

از شرم خلاص نمیشی …p8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط