{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part4

Part4
صدای قدم‌های سنگین از انتهای راهرو به گوش رسید.
تق...تق...تق....
هر قدم، نزدیک‌تر از قبلی...
کم کم چهره ها معلوم‌شد اونا دونفر بودن
لیام_ زیر لب:خوشبختانه تهیونگ هم همراش هست
(علامت لیام÷)
(علامت ته♡)
همه با هم تا کمر خم شدن جز ا.ت
جونگکوک به سمت ا.ت قدم برداشت و دست زد 👏🏻👏🏻👏🏻و گفت:دختر کوچولو چرا برای اربابت خم‌ نمیشی(میخواست بزنه تو صورتش که تهیونگ دستشو گرفت)
♡اون این قانون هارو نمیدونست به نظرت مبابد آروم‌تر باشی جونگکوک
(علامته روح هارو رندوم میزارم‌همین طور که تو معرفی فیک خوندید تهیونگ میتونه روح هارو ببینه و باهاشون حرف بزنه
معرفی فیک: https://wisgoon.com/v/FADFL103RY )
^^وای وای ته ته الان به جونگکوک‌ گفتی آردم تر
♡خفه شو ژِن
¤نکنه عاشقش شدی
♡رِمی توهم خفه شو (صداشون رو قطع کرد)
_تهیونگ مگه قرار نبود نایون به ا.ت قانون هارو توضیح بده
♡کوک ولی بهش قانونا رو نگفته
_همه سالن اصلی(عربده)
الارا دست ا.تو کشید و دویید

پرش به سالن اصلی

جونگکوک لب زد:خب خب خب،همتون اینجایید که بدونید نتیجه‌ی فراموشی دستورات من چیه

یک قفس که بهش زنجیر وصل بود افتاد وایین توش یک دختر بودو اینگار که نایون بو
دختر تو قفس نشست و دستاشو بهم چسبوند و التماس کرد
□ارباب جئون منو ببخشین ارباب جئون ازتون خواهش میکنم دیگه تکرار نمیشه
_اوممممم وایسا فکر کنم...تیک تاک تیک تاک تیک تاک .. نه نه نه هرطور فکر میکنم نمیشه جونگکوک دستشو به این صورت🤌 اورد بالا که یک دفعه سوزن تو قفس بالا
اومد و در پای نایون فرو رفت
□جیغغ
ا.ت تا اون صحنه رو دید پشتش رو سمت همه کرد و چشماشو گرفت

ادامه دارد...👀🐰
دیدگاه ها (۱۱)

بچه ها من از چهره‌ای ا.ت خوشم نیومده بود یک چهره دیگه گذاشتم...

تو این ویدیو نظرتونو راجب فیک بگید

Part 3ا.ت با قدم‌های لرزان وارد سلول ۱۲۳ شد. صدای بسته شدن د...

پارت 11ا/ت : پاشوووته : باش حالاا/ت : پش میشنم روت (می‌شینی ...

P20عروس فراری ...مایکی ا/ت رو از اتاقش میندازه بیرون و همون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط