{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

P1
زمین خیس بود نه از سر بارون.
سئول شب ها زیباتر می‌شود.
نه چون نورانی است.
چون سکوتی رو پشت حقیقت پنهان میکند.
اون شب سئول شلوغ تر از هرشب بود.
صدای بهم خوردن لیوان ها.
خنده ها بلندند و مستی ازشون معلوم میشه.
موسیقی از کلاب ها بیرون میزدند.
توی یکی از همون کلاب ها دختری بود.
یکی از دست هایش رو نرده بود.
و آن یکی دیگر در دستش سیگار بود.
و از بالا اونجا منظره سئول را تماشا میکرد.
سکوت اون لحظه خیلی سنگین بود.
سیگارشو توی جا سیگاری له کرد.
جام شرابی که بغلش بود رو برداشت و دوباره به منظره نگاه کرد.
انتظار میکشید..انتظار کسی که اونو با یه نگاه رام میکرد.
دختری که آنقدر سرد و بی احساسه با وجود اون تغییر میکنه.
چند دقیقه گذشت دخترک فک می کرد که دیگه اون نمیاد.
دیگه لحظه شماری نمیکرد نگاهش دوباره سرد شده بود.
بعد چند لحظه در بالکن باز شد و دستای اونو روی کمرش حس کرد.
جیزل:دیر کردی من از انتظار کشیدن خوشم نمیاد
دوباره سکوت.
انگار سکوت میتونست بهش بگه که دلش براش تنگ شده بود.
صدای آروم سکوت و شکست.
از داخل صدای شکسته شدن شیشه اومد.
برگشتم و بهش نگاه کردم با چشمای سرد و خمار.
بیشتر منو به خودش چسبوند.
میگن چشما دریچه روحارو نشون میدن.
من اون روح رو خوب میشناسم.
فقط بهم نگاه میکردیم.
بعد چند لحظه دیگه چشمای سرد در چشمای دخترک وجود نداشت اون با چشمای خمار و نرم به اون نگاه میکرد.
صدای بمی دم گوشش پیچید.
هیونجین:میخوای یکم بنوشیم
چند لحظه سکوت بازگشت.
جیزل:با کمال میل
در گوشه لبش لبخندی دیده میشد.
دستشو گرفت و بردش داخل و دوتا لیوان ویسکی سفارش داد و لیوانا بهم خورد مثل یک امضا هردو نوشیدند و لیوانو گذاشتن روی میز.
صدای موسیقی بیشتر شده بود.
جیزل حس عجیبی داشت.
قلبش تند میزد.
هیونجین دستشو بوسید.
خنده ای بر صورت جیزل نشست.
اگه این شروع عشقه.
میخواد توی این عشق بسوزه.
دیدگاه ها (۱۲)

P2روی کاناپه نشسته بودم.یک لیوان ویسکی در دست داشتم.و در لپت...

P3در اون کلاب داخل بالکن.اونجا انگار قراردادی بود.قراردادی ک...

معرفی «آخرین حسادت» اسم:آخرین حسادت ژانر:درام، اکشن ، عاشقان...

P10سئول مثل همیشه نورانی بود.هیونجین روی صندلی نشسته بود.داش...

P13با چشمایی پوچ به گوشه نگاه میکرد.هیونجین با دستاش چانه او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط