{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ ‍ بچین میز قمارت را، دل از من روی ماه از تو

‍ ‍ بچین میز قمارت را، دل از من روی ماه از تو
بیا بردار بازی کن، سفید از من سیاه از تو
همیشه آخر بازی، کسی که سوخت، من بودم
همیشه باخت با من بوده، گاه از عشق، گاه از تو
تو رخ می تابی و من قلعه ات را آرزومندم
گل من! فیل ما مست است و گاهی کجروی دارد
نگیری خرده بر مستان، اگر بستند راه از تو
در این بن بست حیرانی، کجا می رانی ام دیگر
چه دارم رو کنم زیبای کافرکیش! آه از تو ...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل پنجم: هم‌آیی...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت دهم: پادشاهانِ پیتزایِ سوخته...

‍ ‍ بچین میز قمارت را، دل از من روی ماه از توبیا بردار بازی ...

بچین میز قمارت را دل از من روی ماه از توبیا بردار بازی کن سف...

بچین میز قمارت را دل از من روی ماه از توبیا بردار بازی کن سف...

بـچـیـن مـیـز قمـارت را،دل از مـن روی مـاه از توبیــا بــردا...

بـچـیـن مـیـز قمـارت را،دل از مـن روی مـاه از توبیــا بــردا...

بچین میز قمارت را دل از من روی ماه ازتو...بیا بردار بازی کن ...

بچین میز قمارت را دل از من روی ماه ازتوبیا بردار بازی کن سفی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط