دو مروارید در یک صدف
پارت 3
ناشناس: ها نانازی بچه خوشکل این ی هفته تو رو ندیم تازه واردی
دوسون:(دستشو دراز کردو با لبخند گفت) اهوم من دویونم از اشنایتون خوشبختم
همه بچه های دور و اطراف ناسناس خندیدن
ناسنای: هووووووی انگار تث مدارس پاستوریزه درس میخوندی نگاه من این غلدر مدرسم و همه از من اژاعت میکنن فهمیدی
ناشناس2:اما امسال نه
ناشناس1:وااات سه یانگ
اون دختره که اسمش سه سانگه با قدم های تند تند اومد به سمت غلدره و اونو هل داد و چسبوند به دیوار صورتشو بهش نزدیک کرد و دستاش رو دیوار گذاشت تا فرار نکنه
سه یانگ: اگر دیدم دور ی نفر بپلکی سعی کنی ازیتش کنی فکر کنم بینیت 3 ماه باید تو گچ گرفتیییی یا نه
غلدره: باسه فهمیدم
و فرار کرد
سه یانگ با چسماش به اون دخترای همراه غلدره فهموند که گمشن
سه یانگ: تازه واردی
دوسون: چی با منی
یه یانگ: اهوم این هفته ندیدمت تو مدرسه... سال چندمی
دوسون: ی سال اولی
سه یانگ: منم ی سال اولیم بریم سر کلاس
دوسون: اها باشه بریم
سه یانگ تا چرخید و ی قدم برداشت کلش خورد به ی چیزی وقتی نگا کردم ی پسر خوش هیکل خوشتیپ بود
یه یانگ: عاااااایییشش... جونگ کوک نمیخوای از این سوپرایزات دست برداری
کوکی: چیه میبینم دوست جدید پیداییدی
سه یانگ سمت من چرخید
سه یانگ: این دوست پسرمه جئون جونگ کوک ما صداش میکنیم کوکی .. کوکی این دوستم.. اسمت چی بود
دوسون: دوسون
سه یانگ: چه اسم باحالی یلا خوب دیت بدید و بریم یر کلاس یلا یلا
دوسون: سر کلاس که نشسته بودم به استاد نگا میکردم و به بچه ها اولین جلسه اومدن من به مدرسه ایت اونم نه نه فقط دبیرستان تمام عمرم تو فکر بودم که زنگ خورد
منو و دوسون و کوکی رفتیم سمت سالن غذا خوری سر میز که نشستیم ینفر اومد کنارم و نشست و دستسو گذاشت رو شونم.....
☆ایا بازم اون قراره فرد بدی باسه یا خوب خدا میدونه
جواب این سوال را در پارت بعد میفهمید
اسلاید 2 لباس فرم دوسون
شرط پارت بعد
6لایک
5کامنت
حمایت کن کیوتیــــ♡♡
ناشناس: ها نانازی بچه خوشکل این ی هفته تو رو ندیم تازه واردی
دوسون:(دستشو دراز کردو با لبخند گفت) اهوم من دویونم از اشنایتون خوشبختم
همه بچه های دور و اطراف ناسناس خندیدن
ناسنای: هووووووی انگار تث مدارس پاستوریزه درس میخوندی نگاه من این غلدر مدرسم و همه از من اژاعت میکنن فهمیدی
ناشناس2:اما امسال نه
ناشناس1:وااات سه یانگ
اون دختره که اسمش سه سانگه با قدم های تند تند اومد به سمت غلدره و اونو هل داد و چسبوند به دیوار صورتشو بهش نزدیک کرد و دستاش رو دیوار گذاشت تا فرار نکنه
سه یانگ: اگر دیدم دور ی نفر بپلکی سعی کنی ازیتش کنی فکر کنم بینیت 3 ماه باید تو گچ گرفتیییی یا نه
غلدره: باسه فهمیدم
و فرار کرد
سه یانگ با چسماش به اون دخترای همراه غلدره فهموند که گمشن
سه یانگ: تازه واردی
دوسون: چی با منی
یه یانگ: اهوم این هفته ندیدمت تو مدرسه... سال چندمی
دوسون: ی سال اولی
سه یانگ: منم ی سال اولیم بریم سر کلاس
دوسون: اها باشه بریم
سه یانگ تا چرخید و ی قدم برداشت کلش خورد به ی چیزی وقتی نگا کردم ی پسر خوش هیکل خوشتیپ بود
یه یانگ: عاااااایییشش... جونگ کوک نمیخوای از این سوپرایزات دست برداری
کوکی: چیه میبینم دوست جدید پیداییدی
سه یانگ سمت من چرخید
سه یانگ: این دوست پسرمه جئون جونگ کوک ما صداش میکنیم کوکی .. کوکی این دوستم.. اسمت چی بود
دوسون: دوسون
سه یانگ: چه اسم باحالی یلا خوب دیت بدید و بریم یر کلاس یلا یلا
دوسون: سر کلاس که نشسته بودم به استاد نگا میکردم و به بچه ها اولین جلسه اومدن من به مدرسه ایت اونم نه نه فقط دبیرستان تمام عمرم تو فکر بودم که زنگ خورد
منو و دوسون و کوکی رفتیم سمت سالن غذا خوری سر میز که نشستیم ینفر اومد کنارم و نشست و دستسو گذاشت رو شونم.....
☆ایا بازم اون قراره فرد بدی باسه یا خوب خدا میدونه
جواب این سوال را در پارت بعد میفهمید
اسلاید 2 لباس فرم دوسون
شرط پارت بعد
6لایک
5کامنت
حمایت کن کیوتیــــ♡♡
- ۵.۸k
- ۲۵ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط