Portal of love
Portal of love
Pt 11
+چ. چ. چی؟ چی؟
_گفتم تنگ. انقد تنگ بودی دستگاه بچه سازمو نابود کردی
+ام.. ببخشید سرورم ولی مگه دست خودمه
_هاهاها(خنده) تو خیلی کیوتی. دلم میخا باز بک. ن. مت
+هوفف. خاهش میکنم ارباب نه دیگه. من اصن اون آدم قبل نمیشم.
_هوممم. امشبم بیا پیشم.
+آع.. عع. اممم... ب. ب. باش
_خوبه میتونی بری.
+نیاز نی کنارتون باشم؟
_نه. امروز بیرون نمیرم. اگه میخای میتونی بری بیرون
+ب. باش. ممنون
و رفت تو اتاقش. نشست رو تخت و سرشو آورد پایین و بین دستاش گرفت. هوفی کشید و تمام خاطرات دیشب براش عین چی یاد آوری میشدن. وقتی به رابطه دیشبش فکر میکرد..... بدنش داغ میشد و احساس سوزش میکرد. یه جورایی تح. ر. یک میشد. سعی کرد خودش با دستاش سعی کنه خود ار... ایی کنه. بعد شستن دستای خیس و چسبناکش رفت پیش تهیونگ.
.......
=ینی چی؟ واقعا میخای امشبم بری پیشش؟
+خب... نمیدونم تهیونگ. مجبورم میکنه.
=ام.. ناراحت نشیا. بلاخره پادشاه منی ولی..... احساس میکنم خودتم دوست داری س. ک. س کنی باش.
+چـــــــی میگـــــــــی؟ اصلا هم اینطور نیست
=انکار نکن سرورم. قصدم بی احترامی بهت نیست ولی از طرز نگاهات میفهمم دوسش داری.
+آرهههه(عربده) آره. دوسش دارم. من عاشق دشمنم شدم. خاک بر سرم که مثلا پادشاه ملائک(فرشته ها) هستم. باید الگوشون باشم. نباید همجن... رایی رو ترویج بدم و با دشمنم بخابم.(داد)
=اممم جیمین میدونم برات سخته که با دشمنت همخواب شی. ولی عشق چیز قشنگیه.
+ولی اگه اون هم منو دوست نداشته باشه چی....
_خب بهش.....
ادامه دارد...........
Pt 11
+چ. چ. چی؟ چی؟
_گفتم تنگ. انقد تنگ بودی دستگاه بچه سازمو نابود کردی
+ام.. ببخشید سرورم ولی مگه دست خودمه
_هاهاها(خنده) تو خیلی کیوتی. دلم میخا باز بک. ن. مت
+هوفف. خاهش میکنم ارباب نه دیگه. من اصن اون آدم قبل نمیشم.
_هوممم. امشبم بیا پیشم.
+آع.. عع. اممم... ب. ب. باش
_خوبه میتونی بری.
+نیاز نی کنارتون باشم؟
_نه. امروز بیرون نمیرم. اگه میخای میتونی بری بیرون
+ب. باش. ممنون
و رفت تو اتاقش. نشست رو تخت و سرشو آورد پایین و بین دستاش گرفت. هوفی کشید و تمام خاطرات دیشب براش عین چی یاد آوری میشدن. وقتی به رابطه دیشبش فکر میکرد..... بدنش داغ میشد و احساس سوزش میکرد. یه جورایی تح. ر. یک میشد. سعی کرد خودش با دستاش سعی کنه خود ار... ایی کنه. بعد شستن دستای خیس و چسبناکش رفت پیش تهیونگ.
.......
=ینی چی؟ واقعا میخای امشبم بری پیشش؟
+خب... نمیدونم تهیونگ. مجبورم میکنه.
=ام.. ناراحت نشیا. بلاخره پادشاه منی ولی..... احساس میکنم خودتم دوست داری س. ک. س کنی باش.
+چـــــــی میگـــــــــی؟ اصلا هم اینطور نیست
=انکار نکن سرورم. قصدم بی احترامی بهت نیست ولی از طرز نگاهات میفهمم دوسش داری.
+آرهههه(عربده) آره. دوسش دارم. من عاشق دشمنم شدم. خاک بر سرم که مثلا پادشاه ملائک(فرشته ها) هستم. باید الگوشون باشم. نباید همجن... رایی رو ترویج بدم و با دشمنم بخابم.(داد)
=اممم جیمین میدونم برات سخته که با دشمنت همخواب شی. ولی عشق چیز قشنگیه.
+ولی اگه اون هم منو دوست نداشته باشه چی....
_خب بهش.....
ادامه دارد...........
- ۳.۷k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط