Portal of love
Portal of love
pt 12
=خب... بهش اعتراف کن.
+چجوری اخه.ممکنه دوستم نداشته باشه.
= عاشق خودت بکنش 😈
🔴اگه حساسید نخونید از ایجا به بعد رو. گزارش هم نکن چون میفهمم و با چند تا اکانت گزارشت میکنم. 🔴
شب بود. جیمین تو اتاقش بود. دودل بود که بره پیشش یا نه. اون یونگی رودوست داشت و در کنارش هم میخاست پادشاه شیاطین رو از بین ببره. هوفی کشید و دکمه های پیرهنشو تا نصفه باز گذاشت. طوری که نیپل ها و سیکس پک هاش پیدا بود. عطر تلخی به بدن و بال هاش زد و رفت به سمت اتاق شاهزاده. در زد و رفت داخل
+ داخل سرورم امشب با من کاری دارید؟
_بیا اینجا. اوففففف گرمهههـ
+ام... سرورم شما مستی؟
_اممم... شاید. ویس..کی میخوری؟
+اممم.. شاید..
_بیا بشین.
جیمین کنار یونگی نشست. نه خیلی دور نه خیلی نزدیک. جام شر... اب رو از رو میز برداشت و سر کشید. درحال نوشیدن بودن که جیمین دستی رو رو بالا تنه اش که باز بود احساس کرد.یونگی داشت بدنشو لم.س میکرد.دستش رو رو سیکس پک هاش کشید و رفت بالاتر و انگشتش رو فرو کرد تو نیپل های جیمین که اخ کوچیکی از دهان جیمین پرید بیرون. همینطور لم. س میکرد. بدن جیمین به حداکثر حرارت رسیده بود. جفتشون طاقتشون طاق شد. جیمین تحملش تموم شد و .........🔴بقیش رو در کامنت ها گذاشتم. 🔴
pt 12
=خب... بهش اعتراف کن.
+چجوری اخه.ممکنه دوستم نداشته باشه.
= عاشق خودت بکنش 😈
🔴اگه حساسید نخونید از ایجا به بعد رو. گزارش هم نکن چون میفهمم و با چند تا اکانت گزارشت میکنم. 🔴
شب بود. جیمین تو اتاقش بود. دودل بود که بره پیشش یا نه. اون یونگی رودوست داشت و در کنارش هم میخاست پادشاه شیاطین رو از بین ببره. هوفی کشید و دکمه های پیرهنشو تا نصفه باز گذاشت. طوری که نیپل ها و سیکس پک هاش پیدا بود. عطر تلخی به بدن و بال هاش زد و رفت به سمت اتاق شاهزاده. در زد و رفت داخل
+ داخل سرورم امشب با من کاری دارید؟
_بیا اینجا. اوففففف گرمهههـ
+ام... سرورم شما مستی؟
_اممم... شاید. ویس..کی میخوری؟
+اممم.. شاید..
_بیا بشین.
جیمین کنار یونگی نشست. نه خیلی دور نه خیلی نزدیک. جام شر... اب رو از رو میز برداشت و سر کشید. درحال نوشیدن بودن که جیمین دستی رو رو بالا تنه اش که باز بود احساس کرد.یونگی داشت بدنشو لم.س میکرد.دستش رو رو سیکس پک هاش کشید و رفت بالاتر و انگشتش رو فرو کرد تو نیپل های جیمین که اخ کوچیکی از دهان جیمین پرید بیرون. همینطور لم. س میکرد. بدن جیمین به حداکثر حرارت رسیده بود. جفتشون طاقتشون طاق شد. جیمین تحملش تموم شد و .........🔴بقیش رو در کامنت ها گذاشتم. 🔴
- ۴.۳k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط