پارت ۱۹
پارت ۱۹
حمله دوباره شروع شده بود.
این بار هدف فقط خانه نبود.
هدف من بودم.
یکی از مهاجمها وارد اتاق شد.
جونگکوک در یک لحظه جلوی من ظاهر شد.
چشمهاش کاملاً قرمز شده بود.
دندانهای نیشش بیرون آمده بود.
مهاجم حتی فرصت فرار پیدا نکرد.
بعد جونگکوک برگشت سمت من.
_یونا...
از دیدنش ترسیدم.
یک قدم عقب رفتم.
چهرهاش پر از درد شد.
_ازم میترسی؟
جواب ندادم.
سرش رو پایین انداخت.
_میدونستم یه روز این اتفاق میفته.
و از اتاق بیرون رفت.
حمله دوباره شروع شده بود.
این بار هدف فقط خانه نبود.
هدف من بودم.
یکی از مهاجمها وارد اتاق شد.
جونگکوک در یک لحظه جلوی من ظاهر شد.
چشمهاش کاملاً قرمز شده بود.
دندانهای نیشش بیرون آمده بود.
مهاجم حتی فرصت فرار پیدا نکرد.
بعد جونگکوک برگشت سمت من.
_یونا...
از دیدنش ترسیدم.
یک قدم عقب رفتم.
چهرهاش پر از درد شد.
_ازم میترسی؟
جواب ندادم.
سرش رو پایین انداخت.
_میدونستم یه روز این اتفاق میفته.
و از اتاق بیرون رفت.
- ۲۴۰
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط