MY HUSBAND IS A MAFIA
MY HUSBAND IS A MAFIA
PART 1
شیشه ویسکی رو برداشت و داخل لیوان کمی ریخت..
برش داشت و داخب دستش آروم چرخوند ، دود سیگار داخل هوا میپیچید و بوی سیگار وینستون داخل هوا به مشام میرسید
*صدای در به گوش رسید*
*با صدای سرد و گرفته زمزمه کرد*
" بیا تو.. "
مردی با قامت بلند و کت و شلوارمشکی وارد شد ..
" قربان .."
*لیوان ویسکی رو سر کشید ، بی حوصله به مرد رو به روش نگاه کرد و زمزمه کرد*
" پیداش نکردی ؟ "
*مرد به لکنت حرف زد ، بر اثر ترس صداش میلرزید ، عرق شرد از روی پیشونیش درحال چکه بود *
"ق..قربان.. سعی کردم اما _ "
*مرد با صدای بلند پرید وسط حرفش و با لحن تند و شرد فریاد زد*
" من برای چی بهت پول میدم ؟ که اینجا مثل عوضی ها وایسی و بگی پیداش نکردی ؟ این دلسل قانع کنندته؟ "
دستش روی تفنگ داخل جیبش سفت شد
مرد هیچی نگفت و سرشو انداخت پایین
" گمشو بیرون.. همینالان ! "
مرد سرشو تکون داد ، تعظیم کوتاهی کرد و با ترش و سرعت خارج شد
دوباره داخل اتاق تنها شد
سیگارش رو روی جاسیگاری فشار داد و خاموش کرد
دستی به موهاش کشید و چشماشو بست
صفحه گوشیش رو روشن کرد و به عکس دختر دوباره خیره شد..
PART 1
شیشه ویسکی رو برداشت و داخل لیوان کمی ریخت..
برش داشت و داخب دستش آروم چرخوند ، دود سیگار داخل هوا میپیچید و بوی سیگار وینستون داخل هوا به مشام میرسید
*صدای در به گوش رسید*
*با صدای سرد و گرفته زمزمه کرد*
" بیا تو.. "
مردی با قامت بلند و کت و شلوارمشکی وارد شد ..
" قربان .."
*لیوان ویسکی رو سر کشید ، بی حوصله به مرد رو به روش نگاه کرد و زمزمه کرد*
" پیداش نکردی ؟ "
*مرد به لکنت حرف زد ، بر اثر ترس صداش میلرزید ، عرق شرد از روی پیشونیش درحال چکه بود *
"ق..قربان.. سعی کردم اما _ "
*مرد با صدای بلند پرید وسط حرفش و با لحن تند و شرد فریاد زد*
" من برای چی بهت پول میدم ؟ که اینجا مثل عوضی ها وایسی و بگی پیداش نکردی ؟ این دلسل قانع کنندته؟ "
دستش روی تفنگ داخل جیبش سفت شد
مرد هیچی نگفت و سرشو انداخت پایین
" گمشو بیرون.. همینالان ! "
مرد سرشو تکون داد ، تعظیم کوتاهی کرد و با ترش و سرعت خارج شد
دوباره داخل اتاق تنها شد
سیگارش رو روی جاسیگاری فشار داد و خاموش کرد
دستی به موهاش کشید و چشماشو بست
صفحه گوشیش رو روشن کرد و به عکس دختر دوباره خیره شد..
- ۱۰.۶k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط