{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

A KISS MADE OF BLOOD

PART:15
°°°°°°°°°°°
«اسلحه»

مهمان‌ها عقب کشیدند. صدای لیوانی که شکست. کسی گفت: «نگهبان‌ها!»
نورها دوباره برگشتند. بدنی روی زمین افتاده بود. یکی از مردهای خانواده لی. خون از کنار گردنش روی سنگ‌های سفید کف سالن می‌ریخت. و درست همان لحظه چند اسلحه بالا رفت. محافظ‌ها. از هر دو خانواده. تنش مثل یک سیم برق بین سالن کشیده شد.

پدر میکا با صدای تندی گفت: «هیچ‌کس حرکت نکنه.»

در سوی دیگر سالن، چند نفر از مردان خاندان جئون جلو آمدند. جونگکوک اما…تکان نخورد. او هنوز کنار میکا ایستاده بود. چشم هایش روی میکا بود. پدرانشان مشغول فریاد زدن دستورها بودند. میکا گفت: «دارن جنگ راه می‌اندازن.»

جونگکوک سر تکان داد. «نه جنگ از قبل شروع شده.»

نگاه جونگکوک افتاد به دست میکا. به جایی که تفنگ هنوز زیر کت پنهان بود. لبخند خیلی محوی زد. «هنوز می‌تونی بزنی.»

میکا بی‌اختیار دستش را روی اسلحه گذاشت. فلز سرد زیر انگشتانش. جونگکوک حتی ذره‌ای عقب نرفت. برعکس خم شد. خیلی نزدیک. «اگه امشب منو بکشی…پدرت دوباره بهت اعتماد می‌کنه.»

میکا به سختی نفس کشید. «خفه شو.»

جونگکوک ادامه داد: «خانواده‌ات برمی‌گردن سمتت و همه این مشکل‌ها تموم میشه.»

چشم‌های میکا بالا رفت و در چشم‌های او قفل شد. «پس چرا اینقدر آرومی؟»

جونگکوک لبخند زد. لبخندی که بیشتر شبیه چاقو بود. «چون می‌دونم نمی‌تونی.»

میکا اسلحه را کمی بیرون کشید. سریع. مخفی. لوله‌ی تفنگ زیر کت مستقیم به سینه جونگکوک اشاره می‌کرد. اگر ماشه را می‌کشید هیچ‌کس نمی‌فهمید چه شد. فقط یک شلیک خفه. جونگکوک یک قدم جلوتر آمد. لوله تفنگ دقیقاً روی قلبش بود. «بکش و ثابت کن هنوز دختر خاندان لی‌ای.»

دست میکا لرزید. اما جونگکوک دستش را بالا آورد و آرام روی مچ او گذاشت و لوله تفنگ را بیشتر به سمت قلب خودش فشار داد. «اینجا از این فاصله…هیچ‌وقت خطا نمی‌کنی.»

چشم‌های میکا تار شد. نه از ترس. از چیزی بدتر. جونگکوک نگاهش را از او نگرفت. «بکش…یا قبول کن که نمی‌تونی.»

قلب میکا در سینه‌اش می‌کوبید. آنقدر بلند که فکر کرد شاید همه بشنوند. در آن سوی سالن صدای داد و فریاد محافظ‌ها بلندتر شد. اما اینجا بین این دو نفر فقط یک چیز مهم بود. ماشه. جونگکوک زیر لب گفت: «همین مشکلته، میکا…تو همیشه می‌خوای دشمن‌هات رو زنده نگه داری به‌خصوص اگه من باشم.»
دیدگاه ها (۱۶)

A KISS MADE OF BLOOD

A KISS MADE OF BLOOD

A KISS MADE OF BLOOD

A KISS MADE OF BLOOD

A KISS MADE OF BLOOD

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط