Wounded butterfly
🦋 Wounded butterfly 🦋
Part20
صبح ویو جونگکوک 🌕
صبح با برخورد چیزی با صورتم از خواب پریدم.
این چیه دیگه ؟ یا خداااا! دختره یانگ هی کامل افتاده بود روی منو چیزی که با صورتم برخورد کرده بود دستش بود
ماشاالله دستشم سنگینههه
اروم از زیر دستش امدم بیرون که بیدار نشه . یه نگاه به ساعت کردم . هه ۸:۳۰ صبحه . کلا سه ساعت و نیم خوابیدم . عیب نداره میرم شرکت دیگه چاره ای ندارم که بشینم اینو با این وضع نگاه کنم؟اگه فرار کنه چی ؟به جیهوپ میگم نزاره بره و حتما الانا دیگه اجوما هم میاد. رفتم دست و صورتمو شستم و مسواک زدم و بعد رفتم سمت کمد لباسام . اصلا تو فاز کت شلوار نبودم یه شلوار مشکی و یه پیرهن مشکی با یه پالتو بلند تا زانوی قهوه ای برداشتمو رفتم سمت حموم و عوضشون کردم . آمدم بیرون و موهامو شونه کردم و مرتبشون کردم و عطر تلخمو زدم . برگشتم تا گوشیمو از رو میز بردارم که دیدم از تخت اویزون شده .
کوک 🌕 وای خدا یعنی این نمیتونه صاف بخوابه؟
اروم بلندش کردمو گذاشتمش ته تخت سمت دیوار تا خودکشی نکرده . والا بد خفت خواب تر از این ندیده بودم که دیدم .
گوشیمو برداشتمو از اتاق رفتم بیرون. دیدم اجوما و جیهوپ دارن باهم حرف میزنن. اجوما دست به دهن شوکه و خوشحال بود انگار داشتن ازش خواستگاری میکنن.شاید واقعا جیهوپ داره ازش خواستگاری میکنه ؟ نههههههه وایسا ببینم نکنه به قضیه دیشب منو یانگ هی پیاز داغ اضافه میکنه. اروم رفتم نزدیکشون و پشت ستون وایسادم.
Part20
صبح ویو جونگکوک 🌕
صبح با برخورد چیزی با صورتم از خواب پریدم.
این چیه دیگه ؟ یا خداااا! دختره یانگ هی کامل افتاده بود روی منو چیزی که با صورتم برخورد کرده بود دستش بود
ماشاالله دستشم سنگینههه
اروم از زیر دستش امدم بیرون که بیدار نشه . یه نگاه به ساعت کردم . هه ۸:۳۰ صبحه . کلا سه ساعت و نیم خوابیدم . عیب نداره میرم شرکت دیگه چاره ای ندارم که بشینم اینو با این وضع نگاه کنم؟اگه فرار کنه چی ؟به جیهوپ میگم نزاره بره و حتما الانا دیگه اجوما هم میاد. رفتم دست و صورتمو شستم و مسواک زدم و بعد رفتم سمت کمد لباسام . اصلا تو فاز کت شلوار نبودم یه شلوار مشکی و یه پیرهن مشکی با یه پالتو بلند تا زانوی قهوه ای برداشتمو رفتم سمت حموم و عوضشون کردم . آمدم بیرون و موهامو شونه کردم و مرتبشون کردم و عطر تلخمو زدم . برگشتم تا گوشیمو از رو میز بردارم که دیدم از تخت اویزون شده .
کوک 🌕 وای خدا یعنی این نمیتونه صاف بخوابه؟
اروم بلندش کردمو گذاشتمش ته تخت سمت دیوار تا خودکشی نکرده . والا بد خفت خواب تر از این ندیده بودم که دیدم .
گوشیمو برداشتمو از اتاق رفتم بیرون. دیدم اجوما و جیهوپ دارن باهم حرف میزنن. اجوما دست به دهن شوکه و خوشحال بود انگار داشتن ازش خواستگاری میکنن.شاید واقعا جیهوپ داره ازش خواستگاری میکنه ؟ نههههههه وایسا ببینم نکنه به قضیه دیشب منو یانگ هی پیاز داغ اضافه میکنه. اروم رفتم نزدیکشون و پشت ستون وایسادم.
- ۴۹۷
- ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط