{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب‌هایم لب‌هایت را به آغوش می‌کشید و نگاهم نگاهت را به هم

لب‌هایم لب‌هایت را به آغوش می‌کشید و نگاهم نگاهت را به همخوابی فرا می‌خواند، اگر گوش‌هایم "زنجیر گناه‌کارت" را نمی‌شناخت!
دیدگاه ها (۶)

سلام بر اوڪہ وجودش سرآغازِ عشق استنامش، ترانه‌اے بر لب‌هاے ب...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

✦ اولین گناه ✦فصل بیستم: چیزی که نمی‌فهمیدم---بیدار شدم. و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط