{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فداکاری راز شکسته/broken secret sacrifice

p3
کتابخانه‌ی متروکه

صبح روز بعد
ا.ت با یه دلهره‌ی عجیب به کتابخونه‌ی مرکزی رفت آسمون صاف بود و خورشید می‌تابید...هیچ بادی نمی‌وزید

وقتی به ورودی کتابخونه رسید، دید که یه مرد با کت‌وشلوار مشکی با کلاهی روی سرش، اونجا ایستاده و به ساعتش نگاه می‌کنه
مرد وقتی ا.ت رو دید، لبخند زد.... لبخندی که هیچ‌ بویی از خوشحالی نداشت

«سلام لی ا.ت من اوم‌جه هستم... دوست قدیمی جیمین...خوشبختم از دیدنت!»

ا.ت با احتیاط جلو رفت
ا.ت: دوست قدیمی؟ من هیچ‌وقت نشنیدم که جیمین دوستی به اسم او‌جه داشته باشه

اوم‌جه خندید. یه خنده‌ی سرد و تلخ
اوم جه: خب اون زیاد از من حرف نمیزنه...جیمین همیشه دوست داشت رازهاش رو پنهان کنه....ولی تو الان باید بدونی که اون مردی توی عکس دستت منم..و اون رازی که جیمین گفت، راز قتل پدرمه

ا.ت شوکه شد. «قتل؟ پدرت؟ ولی جیمین... جیمین هیچ‌وقت از این حرف نزده بود...اصلا یعنی چی میخوای بگی جیمین پدرتو کشته؟!۰»

مرد جلو اومد و نزدیک‌تر شد
اوم‌جه: می‌خواست تو رو از این ماجرا دور نگه داره ولی حالا که تو اینجایی، باید بدونی که اون مردی که جیمین رو کشت، هنوز زنده‌ست و داره دنبال تو می‌گرده اگه می‌خوای عشقتو نجات بدی، باید بری به جایی که هیچ‌کس نمی‌تونه پیدات کنه

سارا با ترس پرسید: کجا؟من هر جا که برای نجات جون جیمین نیاز باشه میرم

اوم‌جه یه نقشه‌ی قدیمی از محله های دور از سئول رو از جیبش درآورد و به ا.ت داد «این نقشه‌ی قدیمیِ سئوله مال دو دهه پیش.. جایی که جیمین تو اونجا پنهان شده، روی نقشه با یه خط قرمز مشخص شده اما یه شرط داره»

ا.ت اخماشو به هم کشید و نقشه رو تو دستش فشرد
ا.ت: چه شرطی
اوم‌جه: تو باید تنها بری. اگه کسی رو با خودت ببری، جیمین از بین می‌ره

ا.ت هوفی کشی و نقشه رو نگاه کرد
روی نقشه، یه مکانی با عنوان "خانه‌ی قدیمی باغ‌فروشی" مشخص شده بود... جایی که سال‌ها پیش تخریب شده بود و هیچ‌کس نمی‌دونست کجاست

#jimin
#bts
#fake
#جیمین
#جیمین_از_بی_تی_اس
#فیک
#فیک_جیمین
#عاشقانه
دیدگاه ها (۰)

فداکاری راز شکسته/broken secret sacrifice

فداکاری راز شکسته/broken secret sacrifice

(❁´◡❁)hiخب یه هنتای از مایکی بونتن ، لیلیلی که درخواسته یکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط