{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتخاب من

پارت سوممدرسه تعطیل بود ولی جلوش اهالی محله جمع بودن جایی برای سوزن انداختن نبود در مدرسه که اروم باز شد اهالی به سمت مدرسه حمله ور شدن اما نگهبانان جلوشونو گرفتن مدیر مدرسه اقای چان اومد و

اقای چان=ایا مشکلی پیش امده که به مدرسمون حمله ور میشید اینجا محله نیست لطفا اعتبارتون رو حفظ کنید
[اقای پارک برادر ناتنی لیا هستش]
اقای پارک=ما هممون شاهدیم ماشینی که با خواهرم برخورد کرد وارد همین مدرسه شد شما همتون مجرمید
اقای چان لبخندی زد و گفت=الان فک میکنید که ما مجرم هستیم؟ما هیچ کاری نکردیم اگر مایل هستید بیایید و کل مدرسه رو بگردید اقای پارک
اقای پارک قبول کرد و تنهایی همراه مدیر وارد مدرسه شد بعد از جست و جو و نیم ساعت برگشت و گفت
اقای پارک=هیچیزی تو مدرسه نبود
"دوروز بعد"
ا.ت تو خونه بود داشت با گوشیش ور میرفت و خبرایی که تو اینترنت پخش شده بودن رو چک میکرد اون بهترین دوست ا.ت بود ولی الان نمیتونست برقصه نمیتونست راه بره و مدام گریه میکرد[مادر ا.ت رو م.ت نشون میدم]
م.ت=ااا.ت ااا.ت کجایی دختر بیا که یه خبر دارم
ا.ت=خبرت چیه مامان؟
م.ت=همون مدرسه پولدارا برای این اتفاق تلخ به سه نفر از محلمون بورسیه میدن دوست دارم که بری اونجا
ا.ت نیشخندی زد و گفت=مامان داری شوخی میکنی؟دارم کلافه میشم از زندگی اون مدرسه جایی بود که لیا ارزو داشت اونجا درس بخونه الان اون توانایی راه رفتنشو از دست داده تا من برم اون مدرسه؟امکان نداره برم قبول نمیکنم
م.ت=ولی
ا.ت نذاشت که مامانش حرفشو ادامه بده و حرفشو قطع کرد
ا.ت=ولی نداره مامان من نمیتونم اونجا برم...
دیدگاه ها (۰)

انتخاب من

انتخاب من

انتخاب من

انتخاب من

شب عروسی(ا/ت و چان)

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط