انتخاب من

پارت پنجم
ا.ت قبول شده بود ولی اندازه ی اون یکی دانش اموزایی که قبول شده بودن خوشحال نبود[بچه ها دونفر دیگه قبول شدن اوناهم با ا.ت و لیا دوست بودن
اسم هاشون=بورام☆سوهو]
"صبح روز مدرسه"
ویو ا.ت
با صدای زنگ از خواب بیدار شدم یادم اومد امروز روز بدبختیمه قراره برم مدرسه😵‍💫یونیفرمی که مدرسه بهمون تحویل داده بود رو پوشیدم بد نبود به موهام فرم دادم و تقریبا اماده بودم که به مدرسه جدیدم برم

م.ت=دخترم کجا به این زودی عمرا بزارم بدون صبحانه بری
ا.ت=ممنون مامان ولی
مادر ا.ت حرفشو قطع کردو یه لقمه گذاشت تو دهنش
م.ت=ولی نداریم✨️
ا.ت گونه مادرشو بوسیدو همراه بورام و سوهو به راه افتاد به مدرسه رسیدن ولی مدرسه مدرسه ی عادی نبود پر بود از ماشین های گران قیمت مثل فراری.بی ام وه.بنز.لامبرگینی
از تعجب دهنشون باز مونده بود که با صدای مدیر به خودشون اومدن
اقای چان=سلام بچه ها بابت رخ دادن همچنین اتفاقی در محلتون واقعا ناراحتم ولی شما هم باید بدونید که این مدرسه به همه بورسیه نمیده پس باید از این شانستون به خوبی و درستی استفاده کنین چون اینجا برای هیچ کس شانس دوم نمیده!
ا.ت و بورام و سوهو=چشم اقای مدیر
اقای چان=به چندتا از دانش اموزا گفتم که مدرسه رو بهتون نشون بدن بریم که ظبقه بالا منتظرمون هستند!

ا.ت ویو
نسبت به این مرد حس و احوال خوبی نداشتم احساس میکردم پشت اون چشمای ارام و بیخیالش طوفان اتشین بود وارد مدرسه که شدیم چشمام برق زد اولین بار مشتاق دیدن این مدرسه شدم ولی..ولی لیا چی؟اونم ارزوش بود اینجا باشه...به سه نفر نزدیک شدیم معلوم بود که از خوانواده های پولداری بودن
خودشونو معرفی کردن
("اسم هاشون=یوری☆هان☆بینا")
[ذهن ا.ت=معلوم بود کدومشون رئیسه!یوری دختر بینظیری بود دقیقا مانند کریستال میدرخشید تو مدرسه به ملکه پسرا معروف بود]
مدرسه رو گشتیم فک کنم سوهو روی بینا کراش زده✨️منو بورام باهم داشتیم به کتابامون نگاهی مینداختیم که...
دیدگاه ها (۰)

انتخاب من

انتخاب من

انتخاب من

انتخاب من

khianat durooghin...𝚙𝚊𝚛𝚝 27سوهو.. هر طور راحتیو ا/ت بدون توج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط