{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part4

part4
کوک:بعد ازچند دقیقه که این سوال رو پرسید داشتم دنبال جواب میگشتم که جوابی پیدا نکردم برای همین تصمیم گرفتم بحث رو عوض کنم این دختر اسم نداره همش دختر دختر صدا ش میزنی ها؟

مدیر:, هنوز اسمش رو نمی دونی نه؟محظ اطلاع اسمش رو میدونم و اسمش نیلسوء و همین که اسمش رو بهت گفتم لطف حساب کن؛حالا برو سر کلاست که استاد دعواش نکنه.

نیلسو: وقتی از دفتر مدیر زدم بیرون به سمت کلاس رفتم که در کلاس بسته بود و این نشان دهنده ی اینه که استاد سر کلاسه طقه ایی به در زدم که با صدای استاد گفت:بیا داخل وارد کلاس شدم که با طعنه های استاد رو به رو شدم.

استاد گفت: به به بلخره شاگرد اول دانشگاه چقدر زود رسیده

نیلسو: ببخشید استاد دیگه دیر نمیام،بعد از عذرخواهیم به سمت صندلیم رفتمو نشستم که یه نگاه سرد به یونا انداختم و با حالت سردی گفتم پس یونا یادمه تو گفته بودی هنوز استاد نیومده

یونا:نیلسو تروخدا منو ببخش بخدا اگه به حرفش گوش نمی دادم از نمره پایان ترم هر دو مون کم میکرد ببخشید نیلسو تروخدا قهر نکن میدونی که من بجزء تو کسی رو ندارم (جمله اخرش رو مظلوم گفت)

نیلسو:با خنده گفت: یونا چشمات رو مظلوم نکن میدونی نمی تونم مقاومت کنم

استاد:باچند ضربه زدن به میز توجه همه مون رو به خودش جلب کرد و بعداز چند ثانیه گفت:امروز دو تا دانشجو جدید داریم جونگکوک و فیلیکس بیاید داخل

ویو نویسنده: بعداز اجازه دادن استاد به دو دانشجو جدید اول فیلیکس و بعد جونگکوک وارد کلاس شد

استاد گفت: یکی، یکی خود تون رو معرفی کنید

فیلیکس:سلام به همگی من فیلیکس هستم از استرالیا به اینجا اومدم، امیدوارم اینجا همگی همه باهم دوستای خیلی خوبی برای هم باشیم

جونگکوک: سلام من جونگکوک هستم . از دیدارتون خوشحالم و امیدوارم همگی سال تحصیلی خیلی خوبی داشته باشیم
پایان ویو نویسنده

نیلسو : بعداز وارد شدن پسر دوم در جام خشک شدم اون همون پسری بود که اول در حیاط با هاش برخوردم و بعد توی دفتر مدیر دیدمش همین جوری داشتم توی فکر با خودم حرف میزدم که استاد یهویی صدام زد

استاد گفت: میشه بیایی این سئوال رو حل کنی

نیلسو گفت : ببخشید میشه یک بار دیگه سئوال رو پرسید حواسم نبود

که استاد دوباره یک طعنه دیگه‌ ایی زد:

استاد گفت: نیلسو معلومه از صبح حواست کجاست ها؟

یونا: نیلسو میخواست معذرت خواهی کنه که پسر جدیدی که تازه اومده بود فکر کنم اسمش جونگکوک بود جواب استاد رو داد گفت : استاد سر یه مسئله اینقدر به کسی طعنه نزن مخصوصاً به کسی که شاگرد اول دانشگاه است


شرط

لایک ۱۵

بازنشر ۱۰

کامنت دل به خواهی
دیدگاه ها (۵)

تا شب حمایت شه دو پارت بزارم

part3 کوک:داشتم به سمت کلاس قدم بر می داشتم که صدای داد و بی...

part1 نیلسو :چون دیشب بخاطر نوشتن ارائه ام دی خوابیده بودم ،...

فیک { سایه های دل } 𝗉.𝟦- وای دیرم شدجونگکوک زمزمه کرد و با س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط