{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید یادهارا باران بشوردولی گرد غبار باران شست خاطره

شاید یادهارا باران بشورد،ولی گردُ غبارِ باران شستِ ،خاطره هارا جوانه میزند،خاطره هایی کِ باغچهُ شاید مزرعه شایدهم گلدانکِ کوچکی شوند کنجِ دلِ افتاب نخورده..
جوانه هایی کِ بعد ها غنچهُ غنچه ها تبدیل میشوند بِ بوته هایِ وحشیِ افتاب ندیده..
کِ تداعی کننده یادهایِ باران شستهُ جوانه هایِ خاطره هاست.
mohy,






دیگ روم نمیشه بهِ بابام بگم اینم سوزوندم،یِ هنسفریه دیگه میخام..
یه ادم چقد باید بدشانس باشه ☹
م ن ه ن س ف ر ی م ی خ و ا م💔🙁
🙄شاید چیز کوچیکی بنظر بیاد ولی
نمیدونم چرا ناراحتم کرد.





پ‌ن:کلیپُ دوس😃.
دیدگاه ها (۱۹)

دستِ منو میگیرم،بیا منطقی باشیم، روزایِ رفته، عمرِ گذشته،احو...

گاهی مشکلات،میبرنت زیرفشارُ،صدایِ شکستنُ خوردشدنُ استخونارو ...

حزنُ اندوه کِ میشینه رویِ جدارِ نبودنا ،اروم اروم بیقرار میش...

چِ لغزنده بود،چارپایهءزیرپایِ محکوم،چِ زیاد بودن تماشاچیا،هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط