تایمی که کو خسته بود تهیونگ با چشمای نگران همش برمیگشت س

تایمی که کوك خسته بود تهیونگ با چشمای نگران همش برمیگشت س

تایمی که کوك خسته بود تهیونگ با چشمای نگران همش برمیگشت سمتش تا چِکِش کنه 🥺 و وقتی جونگکوک بیخیال اطراف میشه دست ته رو میگیره و سرش رو می‌ذاره رو شونه‌ی مکان امنش :› تهیونگ هم سرش رو میچسبونه بهش تا بهش بفهمونه کنارشه و حواسش بهش هست🫠
دیدگاه ها (۱)

شاگرد لوس من

«پشت نیمکت آخر»پارت ۳زنگ تفریح خورد.جون‌کوک هنوز سر جاش نشست...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

پارت ۱۰ | انتقام شیرین! 😂ساعت ۸:۳۰ صبح، شرکت JK Groupجیمین ب...

پارت ۱۹۶

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

رز ابی من ♡:)part.5.(اول عکسا بعد بخش چهارم )بخش چهارم ♡~~ما...

Heir of Light and Darknesspart : 16جونگ‌کوک تمام شب رو بیدار...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶¹ویو: اتفردا...دست کوک رو گرفتم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط