{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیطون کوچولوی من

«شیطون کوچولوی من »
نمیدونم پارت چند😊

ویو آنا::
وحشتناکه....
....چطور می‌تونه آنقدر جذاب باشع?
چشمهاش یه حس وحشتناک بهم القا کرد...آنقدر مزخرف که نمی‌دونم چرا تپش قلب گرفتم...
و از اون مزخرف تر چیه?
درسته این که نمیتونم از نگاه کردم به چشماش دست بردارم...

فلور: بانوی من ..باید اونجا کنار تخت پادشاه بشینید..

آنا: اونجا؟؟ اونجا مگه جای همسر اول پادشاه نباید باشه؟

فلور: بانوووو!! خب شما همسر اولشونیدد دیگه!

آنا: اما..خب فکر کردم جای همسر اولش و خالی نگه داره..وقتی در انگلستان بودم شنیدم منو به عنوان همسر دومش پذیرفته چون نمیخواد نائب السطنه انگلستان بانوی مهمی تو قصرش باشه..

فلور: ایشون شخصاً به من گفتن جایگاه شما اونجاست...

با تردید سمت تخت کنار تخت پادشاه راه افتادم...
نشستن اینجا حس خوبی بهم نمی‌داد...
خیلی تو چشم بودم...
داشتم همینطور به آدم های درباری نگاه میکردم که چشمم خورد به استل..
بنظر نمیومد حالش خوب باشه و این ته دلم رو خنک میکرد اما..
کنارش شارلوت و اون مرتیکه ایستاده بودن...
با نشستنش روی تخت کناری حواسم رو از اونا پرت کرد
همه ساکت شدن ..و برگشتن سمتش و تعظیم بلند بالایی کردن ...میتونستم نگاه های خیره رو رو خودم حس کنم...این جایگاه من نبود...
خیلی آروم به طوری که فقط اون بشنوه گفتم : سرورم...فکر نمیکنید من جای اشتباهی نشستم ؟.. میشه بزارید.. در جایگاه بقیه بانو های دربار بشینم؟..
به همون آرومی ولی با قاطعیت جواب داد..
:: نخیر، نیازی نمی‌بینم! تو در جایگاه خودت نشستی..
بعد با صدای بلند و رسا بدون تغییر در اجزای صورتش گفت:: خیلی خوشحالم
که همتون رو اینجا میبینم ...
ازتون سپاسگزارم که برای احترام به من به اینجا اومدید ..
صدایی گستاخانه حرفش رو قطع کرد..

فرانس: علاحضرت ، ببخشید حرفتون رو قطع میکنم ، اما فکر نمیکنید دارید دربار فرانسه را لکه دار میکنید؟!

هیونجین : منظورت از این بی احترامی چیه وزیر جنگ؟!

فرانس:.من اصلا قصد بی احترامی ندارم سرورم! دچار سوء تفاهم شدید!
من صرفاً دارم از دربار فرانسه دفاع میکنم!
این گستاخی محضه که شما اجازه دادید بانویی از انگلستان در جایگاه همسر اول و بانوی بزرگ این قصر بشینن!

هیون جین:
Quelle audace… pour si peu
d’esprit.
«چه جسارتی! برای چنین ذهن کوچکی»

از کی تا حالا تو برای من تأیین تکلیف میکنی؟!

فرانس: سرورم من فقط دارم حقیقت رو به زبان میارم. شما بانو آنا را به عنوان همسر دوم تون انتخاب کردید! و الان در تخت بانوی اول قصر نشوندینش؟

هیون جین: اولا ،بانوی اول قصر ملکه هستن! که هروقت تصمیم بگیرم ملکه ای برای خودم انتخاب میکنم! تا اون زمان مادرم ملکه این قصر هست!
دوماً، زمان ازدواج ما پدرم بانو آنا رو به عنوان همسر دوم من برگزید ! من از همین حالا ایشون رو به عنوان همسر اولم معرفی میکنم! فکر نمیکنم دیگه حرفی بمونه؟ وزیر جنگ؟!


#هیونجین #فیک
دیدگاه ها (۲۲)

« شیطون کوچولوی من »۱۹چند ساعت بعد ....ویو آنا:چه مهمونی پر ...

« شیطون کوچولوی من » "فصل دوم"۱.....شش ماه بعد...فل...

درسته عزیزم...#هیونجین #هوانگ_هیونجین #مود

مهم نیست چی میگین ولی تا ابد یکی از فانتزیامه😔#بچه #کیپاپ #م...

«شیطون کوچولوی من»فصل دوم ۳ویو آنا:: نفهمیدم کی رسیدیم به ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط