فیک گودال

فیک: گودال
part²⁶

جلوی کلبه هم‌مثل داخل کلبه پُر تابلو های نقاشی بود
نگاهشو به بیرون داد که تور خورشید به چشماش خورد و چشماشو بست

مَرد: مواظب باش خورشید چشماتو نسوزونه

" ممنون که گفتی خیلی به موقع بود! "a.t

دستش روی چشماش مالید

مَرد: دستات کثیفه روشون نمال بیا دستاتو بشور

نزدیکش مَرد شد و روبه‌روش ایستاد

" زود باش و ببینم تو کی هستی؟ "a.t

مَرد: جونگ‌هی ، هان جونگ‌هی اَم ۲۶ سالمه و شما؟

" کیم ا.ت ۲۵ سالمه "a.t

جونگ‌هی: خوشبختم

" چرا کمکم‌کردی؟ "a.t

نگاهشو به دختر داد

جونگ‌هی: دلت میخواست بمیری! جونتو نجات دادم بعد میگی چرا کمکم‌کردی؟ ... اینقدر سنگدل نیستم‌که به کسی کمک‌ نکنم

" ممنونم ... ممنونم که کمکم‌کردی "a.t

جونگ‌هی: خواهش میکنم ، برو دستاتو بشور بیا یه چیزی بخور تا بعد باند سرتو عوض کنم

" نه ممنون نیازی نیست فقط میشه بگی از کدوم طرف میتونم برم شهر "a.t

جونگ‌هی: خیلی طولانیه نمیتونی پیاده بری

" پس تو میتونی منو ببری؟ "a.t

جونگ‌هی: دستاتو بشور، غذاتو بخوری تا باند سرتو عوض کنم میبرمت

" باش ، ممنونم "a.t

"فقط ... "a.t

جونگ‌هی: کجا باید دستامو بشورم؟ "a.t

جونگ‌هی:اونجا آب هست
(با دستش اشاره کرد)
دیدگاه ها (۲۰)

فیک: گودال part²⁵صدای نگهبان ها به گوش می‌رسیدوقتی برای هدر ...

فیک:گودالpart²⁴قدم به قدم بهش نزدیک نزدیکتر میشد با ه. قدمی ...

وقتی باهات قهرن و بهشون میگی آشتی کنیم هرچی تو بگی .نامجون :...

قلب یخیپارت ۱۷از زبان ا/ت:جونگ کوک: من به خودم افتخار میکنم ...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩 ⁵⁵ا/ت: خون خودم رو ریختم که قسم بخورم هیچو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط