{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اعتماد عشق [ پارت ۱۸ ]

از زبان مریلین :
شب موقع شام بود خاله یو غذام رو برام آورد بالا...
سینی رو گذاشت جلوم

خ. و: مریلین رییس گفت بهت بگم غذا رو تا آخر میخوری قرصات هم خودش قراره بهت بده

خودش بده ؟ وای اگر ببینمش از خجالت آب میشم میرم تو زمین

+ نمیشه شما بهم بدین ؟

خ.و: نه اونو که میشناسی الان هم از فراره دیشبت اعصبانیه

+خیلی خب

خاله یو رفت بیرون غذام رو خوردم تا حدی البته
دوش گرفتم و یه پیراهن قرمز راحتی کردم تنم.. دمپایی های سفیدم رو هم پوشیدم...
دره اتاقم زده شد

+بفرمایید

اومد داخل خاله یو بود

خ.و: جونگ کوک گفت بری پیشش

جانم ؟ من یه غلطی کردم اون چرا اینقدر دنبالمه خدایا آخه من چی بگم

+ خیلی خب الان میرم

بلند شدم و با قدم های محکم رفتم سمت اتاق جناب نفس عمیقی کشیدم که در باز شد و تهیونگ از اتاقش اومد بیرون

تهیونگ : میری پیشش ؟

+ آره چطور؟

تهیونگ : این کله شق به حرفم گوش نمیده بهش میگم بزار پانسمان زخمت رو عوض کنم میگه نه خودم میکنم خودش نمیتونه تنهایی داری میری یه کاری کن

+ ببینم اینکه نقشه تو اون جانگ شین نیست تا منو بچسبونید بهش ؟

تهیونگ : ما که کاری نکردیم شما خودتون بهم چسبیدین

رفتم داخل دستش روی سینش بود و نشسته بود روی تختش آروم آروم بهش نزدیک شدم

+ جونگ کوک

سرش رو آورد بالا

- بیا بشین

کنارش نشستم یه قمقمه آب بهم داد با قرصام

- همشون رو همین الان جلوی چشمام بخور

+ مگه من بچم که چک کنی ببینی قرص خوردم یا نه ؟

- آره بچه‌ای اونم یه بچه ۵ ساله

+ تو خیلی سنت زیاده پدربزرگ وگرنه من نرمالم

دستم رو آورد بالا بازش کرد و قرصا رو گذاشت کف دستم

+ میخورم ولی یه شرط دارم

- چی ؟

+ باید پانسمان زخمت رو عوض کنی البته نه تنهایی منم کمک کنم

- اینا رو تهیونگ کرده تو سرت

+ نوچ من میگم باید عوض کنی حالا قول بده تا منم قرصام رو بخورم

- من قول دادن بلد نیستم بچه

+ یعنی چی؟ مگه میشه ؟

- من قول نمیدم به کسی
بلند شدم و رفتم سمتش دستم رو بردم جلوش سرم رو خم کردم سمتش

+ خب به من بده..کاری نداره فقط دستت رو بزار تو دستم و بگو قول میدم همین

درست بود که من همه چیز رو به بچه بازی میگیرم اما دوست دارم همون تو عالم بچگی بمونم با تمام چیزایی که دوره قفسم هست با تمام گرگ و شغال هایی که برام کَمین کردن
دستش رو گذاشت تو دستم

+ خب بگو دیگه بگو قول میدم

انگار بیچاره رو داشتی زور میکردی

- قول میدم..تموم شد؟

+ آفرین حالا من قرصام رو میخورم

قرصا رو خوردم سینه به سینه جونگ کوک وایستادم

+ در بیار

با تعجب نگام کرد

- ببینم تو که انتظار نداری جلوی تو در بیارم

+ خیلی خب تو در نمیاری من در میارم

دستم بردم سمت دکمه های پیراهنش بدون اینکه مقاومتی کنه بازشون کردم میدونم خیلی پر رویی به خرج دادم ولی تو قلبم یه آتیشی بود

پیراهنش رو درآوردم و نگام قفل عضله های سینش بود که

+ چیزه..ما.. یعنی.. باید..

پوزخند زیبا اما وحشتناکی زد

- چیه نکنه هوش از سرت پَروندم خانم کوچولو

با شوک تو چشماش نگاه میکردم و زبون لامصبم هم تکون نمی‌خورد..نگام رو ازش گرفتم و به دیوار زل زدم

+ چی میگی البته که نه...فقط..ایششش اصلا مگه قرار نیست پانسمان زخمت رو عوض کنیم برو بشین من برم گاز استریل رو با بتادین بیارم

رفتم سمت حموم وسایل ها رو برداشتم تو آینه ای که تو حموم بود به قیافم نگاه کردم لپام رو توروخدا آبروم کاملا رفت...
کنارش نشستم و آروم بانده دوره زخمش رو باز کردم وایییی وقتی نگام به بخیه هاش خورد میخواستم غش کنم
سعی میکردم دستام زیاد با بدنش برخورد نکنه..اما وقتی نزدیک گردنش میشدم تا خوب گاز استریل رو دورش بپیچم مطمئنن نفسم میخورد بهش کم مونده بود سکته کنم بالاخره تموم شد..یه نفس عمیق کشیدم

+ آخ خسته شدم ولی ناموسن چه بدن بزرگی داریااا گاز استریل تموم شد از بس پیچیدم دورت

- خیلی چشمت شوره ها

+ هی چی میگی من چشم شور نیستم

- میخوای امتحان کنیم ببینیم ؟

منم که وقتی جلوی اینم لال میشم
اینقدر نزدیک شد که کف دستام رو چسبوندم به سینه برهنش

+ نه.. نمیخوام امتحان کنیم

- حالا دیدی میتونی بری

+ کسی به اجازه تو برای رفتن احتیاج نداشتاا خودم داشتم میرفتم

- آره میبینم

براش اخم کردم که دستش رو برام تکون داد

- داری میری در رو هم ببند

#تابع_قوانین_ویسگون
دیدگاه ها (۱)

اعتماد عشق [ پارت ۱۹ ]

اعتماد عشق [ پارت ۲۰ ]

اعتماد عشق [ پارت ۱۷ ]

اعتماد عشق [ پارت ۱۶ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط