فرشتهی بدون بال
🦋{فرشتهی بدون بال}🦋
پارت¹
(ویو ریو)
صبح اولین روز بهاری با صدای دلنشین قناری با گلای درختی صورتی بیرون پنجره با نسیم خنکی که به صورتم میخورد چشمام باز کردم خورشید تو چشمام بود این باعث شده بود چشمام مچاله بشه دستم گرفتم جلو نور خورشید که چشمام اذیت نشع یکم تو جام قلط خوردم بعدش که خواب از سرم پرید بلند شدم رفتم حموم یه دوش ²³ مینی گرفتم آمدم بیرون موهام و خشک کردم بهشون حالت دادم یه آرایش لایت کردم از تو کمد یه لباس انتخاب کردم پوشیدم(عکس بعدی و تو اسلاید بعدی میزارم) رفتم پایین
(بابای ریو ب.ر نشون میدم)
ب.ر:دخترکم....دخترکممممم
ریو:جانم بابا
ب.ر: صبحونه حاضره
ریو:من دارم میام
ب.ر:منتظرتم دخترکم
رفتم پایین نشستم سر سفره غذامو خوردم با بابام کلی گفتم و خندیدم بعداز تموم شدن صبحونه خدمتکارا میز و جمع کردن من از بابام خدافظی کردم
ریو:بابایییی من رفتم مراقب خودت باشیاااا یادت نره قرصاتو بخوری
ب.ر:باشه دخترم حتما میخورم مراقب خودت باش خودت حافظت باشه
از خونه زدم بیرون سوار ماشینم شدم(عکس ماشین اسلاید بعدی میزارم)
عینک دودی زدم ماشین روشن کردم یه گاز زیادی به ماشین دادم با شتاب حرکت کردم بعداز ۳۰ مین رسیدم رفتم تو شرکت همه برام خم میشدن خیلی سرد و بی اهمیت از بین شون رد شدم از خدمتکار شخصیم پرسیدم
ریو:کارا چطور پیش میره؟!
خدمتکار و با این& نشون میدم
&:خوبه خانم مشکلی نیست
ریو:باشه پس پرونده هارو و درخواست هارو بزار رو میز امروز کلی کار دارم باید انجام بدم
&خانم همشون رو میتونید هستن
ریو:عام خوب باشه ممنون من دیگه میرم
&:بلع خانم خدافظ(برام خم شد)
من رفتم سمت اتاقم وقتی پرونده ها و درخواست هارو دیدم کل دنیا رو سرم خراب شدن وایییییی آخه چه خبره عووففففف عادیه وقتی بهترین شمر کشوره کره باشی همه بهت درخواست میدن خب ولش بیا شروع کنیم
پالتو مو درآوردم آویزون کرد چوب لباسی نشستم پشت میز که....
پارت بعدی رو حتما میزارم ولی حمایتم کنید تا پارت بعدی رو بزارم
ممنون عشقا🦋🎀
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
پارت¹
(ویو ریو)
صبح اولین روز بهاری با صدای دلنشین قناری با گلای درختی صورتی بیرون پنجره با نسیم خنکی که به صورتم میخورد چشمام باز کردم خورشید تو چشمام بود این باعث شده بود چشمام مچاله بشه دستم گرفتم جلو نور خورشید که چشمام اذیت نشع یکم تو جام قلط خوردم بعدش که خواب از سرم پرید بلند شدم رفتم حموم یه دوش ²³ مینی گرفتم آمدم بیرون موهام و خشک کردم بهشون حالت دادم یه آرایش لایت کردم از تو کمد یه لباس انتخاب کردم پوشیدم(عکس بعدی و تو اسلاید بعدی میزارم) رفتم پایین
(بابای ریو ب.ر نشون میدم)
ب.ر:دخترکم....دخترکممممم
ریو:جانم بابا
ب.ر: صبحونه حاضره
ریو:من دارم میام
ب.ر:منتظرتم دخترکم
رفتم پایین نشستم سر سفره غذامو خوردم با بابام کلی گفتم و خندیدم بعداز تموم شدن صبحونه خدمتکارا میز و جمع کردن من از بابام خدافظی کردم
ریو:بابایییی من رفتم مراقب خودت باشیاااا یادت نره قرصاتو بخوری
ب.ر:باشه دخترم حتما میخورم مراقب خودت باش خودت حافظت باشه
از خونه زدم بیرون سوار ماشینم شدم(عکس ماشین اسلاید بعدی میزارم)
عینک دودی زدم ماشین روشن کردم یه گاز زیادی به ماشین دادم با شتاب حرکت کردم بعداز ۳۰ مین رسیدم رفتم تو شرکت همه برام خم میشدن خیلی سرد و بی اهمیت از بین شون رد شدم از خدمتکار شخصیم پرسیدم
ریو:کارا چطور پیش میره؟!
خدمتکار و با این& نشون میدم
&:خوبه خانم مشکلی نیست
ریو:باشه پس پرونده هارو و درخواست هارو بزار رو میز امروز کلی کار دارم باید انجام بدم
&خانم همشون رو میتونید هستن
ریو:عام خوب باشه ممنون من دیگه میرم
&:بلع خانم خدافظ(برام خم شد)
من رفتم سمت اتاقم وقتی پرونده ها و درخواست هارو دیدم کل دنیا رو سرم خراب شدن وایییییی آخه چه خبره عووففففف عادیه وقتی بهترین شمر کشوره کره باشی همه بهت درخواست میدن خب ولش بیا شروع کنیم
پالتو مو درآوردم آویزون کرد چوب لباسی نشستم پشت میز که....
پارت بعدی رو حتما میزارم ولی حمایتم کنید تا پارت بعدی رو بزارم
ممنون عشقا🦋🎀
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
- ۲.۴k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط