از اونجایی که مرض دارم دوباره آهنگ فیکو عوض کردم و گفتم ش
از اونجایی که مرض دارم دوباره آهنگ فیکو عوض کردم و گفتم شاید شماها بچه ی خوبی بشید براتون پارت جدید آپ کردم پس حمایت فراموش نشه بوس بهتوننن
The Boss Savage
part43
بلافاصله بعد از این حرف همه ی نگاه ها سمت جان و یانگ هی
چرخید، یانگ هی با دیدن نگاه های روی خودش سرش رو به دو
طرف تکون داد و با اشاره به جان گفت:
یانگ هی:عمرا!حتی چشم دیدنش و ندارم چه برسه به عنوان
پارتنر همراهش وارد مهمونی بشم.این و از سرتون بیرون
کنید.
جین متعجب از بحث پیش اومده به سمت هایجین برگشت:
جین:مگه نگفتی این مهمونی فقط برای همجنسگرا ها نیست؟(اینو یادم رفت بزارم تو فیک🤣)
_درسته اما کاپل های استریت مانعی برای ورود ندارن
جونگکوک با جدیت سمت یانگ هی چرخید و با فرو بردن
دستهاش داخل جیب های شلوارش گفت:
+به من اختیار تام داده شده یانگ هی و من بهت دستور میدم که
این کار و بکنی و به عنوان پارتنر جان وارد اون مهمونی
بشی
دختر پوزخندی زد و از جا بلند شد و با دو قدم خودش رو به
جونگکوک رسوند و خیره به چشم های مرد گفت:
یانگ هی:چرا فکر کردی دستوراتت و انجام میدم؟
فاصله ی بینشون رو پر کرد و با خم شدن روي صورت
دختر خونسردانه گفت:
+چون یه پرونده ی پر و پیمون ازت همین االن روي میزم
توی دفترمه و فقط یه تماس کافیه تا هر چی که توی ۳۰ سال
زندگی جمع کردی به فاک بره پس مجبوری به حرفم گوش
کنی خانم ِکِلر، چون مطمئن باش همراه خودت اون دوست مو
قرمزت هم به قعر جهنم میکشونی
در پایان حرفش نیم نگاهی به هایجین انداخت و دوباره نگاهش
رو به سمت دختر برگردوند:
+حالا چی؟ هنوز هم نمیخوای به دستوراتم عمل کنی؟
سانگ هی:لعنت بهت جئون جونگکوک!ازت متنفرم...
جان: خب برنامه چیه؟
بعد از سفر طوالنی که داشتن حالا داخل چین بودن جایی که
هایجین با هماهنگی های مورد نیاز جت شخصیش رو آماده
کرده بود و همگی بعد از استراحت کوتاهی که داشتن به دلیل
کم بودن وقت و مهمونی که دقیقا همون شب برگزار می شد
الان داخل جت نشسته بودن.
جونگکوک در حالی که روی تک صندلی کنار پنجره نشسته
بود نگاهش رو به بیرون دوخت.
The Boss Savage
part43
بلافاصله بعد از این حرف همه ی نگاه ها سمت جان و یانگ هی
چرخید، یانگ هی با دیدن نگاه های روی خودش سرش رو به دو
طرف تکون داد و با اشاره به جان گفت:
یانگ هی:عمرا!حتی چشم دیدنش و ندارم چه برسه به عنوان
پارتنر همراهش وارد مهمونی بشم.این و از سرتون بیرون
کنید.
جین متعجب از بحث پیش اومده به سمت هایجین برگشت:
جین:مگه نگفتی این مهمونی فقط برای همجنسگرا ها نیست؟(اینو یادم رفت بزارم تو فیک🤣)
_درسته اما کاپل های استریت مانعی برای ورود ندارن
جونگکوک با جدیت سمت یانگ هی چرخید و با فرو بردن
دستهاش داخل جیب های شلوارش گفت:
+به من اختیار تام داده شده یانگ هی و من بهت دستور میدم که
این کار و بکنی و به عنوان پارتنر جان وارد اون مهمونی
بشی
دختر پوزخندی زد و از جا بلند شد و با دو قدم خودش رو به
جونگکوک رسوند و خیره به چشم های مرد گفت:
یانگ هی:چرا فکر کردی دستوراتت و انجام میدم؟
فاصله ی بینشون رو پر کرد و با خم شدن روي صورت
دختر خونسردانه گفت:
+چون یه پرونده ی پر و پیمون ازت همین االن روي میزم
توی دفترمه و فقط یه تماس کافیه تا هر چی که توی ۳۰ سال
زندگی جمع کردی به فاک بره پس مجبوری به حرفم گوش
کنی خانم ِکِلر، چون مطمئن باش همراه خودت اون دوست مو
قرمزت هم به قعر جهنم میکشونی
در پایان حرفش نیم نگاهی به هایجین انداخت و دوباره نگاهش
رو به سمت دختر برگردوند:
+حالا چی؟ هنوز هم نمیخوای به دستوراتم عمل کنی؟
سانگ هی:لعنت بهت جئون جونگکوک!ازت متنفرم...
جان: خب برنامه چیه؟
بعد از سفر طوالنی که داشتن حالا داخل چین بودن جایی که
هایجین با هماهنگی های مورد نیاز جت شخصیش رو آماده
کرده بود و همگی بعد از استراحت کوتاهی که داشتن به دلیل
کم بودن وقت و مهمونی که دقیقا همون شب برگزار می شد
الان داخل جت نشسته بودن.
جونگکوک در حالی که روی تک صندلی کنار پنجره نشسته
بود نگاهش رو به بیرون دوخت.
- ۱.۸k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط