CASINO3.9
میکا: بعدشم بهم میگه مشکل تو اینه که فکر میکنی همه چیز درباره توعه..
خندیدم و جام رو تو دستم گرفتم و بلند کردم: پس گفتم باشه! توضیح نده...و حالا من اینجام و دارم مارتینی اون احمقو میخورم
یه نگاه به نانا کردم و یه تای ابرومو دادم بالا
میکا: میدونی چیه؟ دلم میخواد پیداش کنم و همین جامو بکوبم تو سرش
نانا خنده ای سر داد با دیدن لونا که با عجله دویید سمتمون با تعجب نگاهش کردیم نفس نفس زنان حرف زد
لونا:لعنت بهتون... دنبالم بیاید
راهشو کج کرد و سمت میز بازی رفت نگاهی به نانا کردم و پشت سرش راه افتادیم هر شیش نفرمون دور میز ایستاده بودیم نگاه ریزی به جونگکوک انداختم و بعد به تهیونگ نگاه کردم از جیبش چیپی رو درآورد و وسط میز گذاشت ولی...
تهیونگ: وقتی بهم نوشیدنی دادن...اینو همراهش داد بهم
جیمین شونه ای بالا انداخت: ببین تهیونگ...ما وسط فیلم اکشن و جنایی نیستیم پس بهتره بری سر اصل مطلب
تهیونگ با لبخند دستشو آورد بالا و بهش فاک نشون داد
تهیونگ: نمیدونم پارک جیمین خب؟ هیچی نمیدونم فقط میدونم این چیپ مال بازی های معمولی نیست
نانا: میدونی...فکر کنم الان دقیقا وسط فیلم اکشن و جنایی هستیم
و نگاهشو به جیمین داد اخم کردم و چیپو برداشتم
میکا: شاید... شاید نباید خیلی...
با صدای شکستن شیشه حرفم قطع شد تمام نگاه ها به سمت صدا رفت با دیدن مردی که صورتش کامل با ماسک مشکی پوشیده شده بود مغزم ارور داد با ملایمت چاقویی رو از پشت کت مشکیش درآورد و حالا بجای صدای خنده سالن پر شده بود از مردمی که جیغ میزدن و به سمت خروجی میرفتن...نگاهی به خروجی کردم همه تلاش برای باز کردنش میکردن اما انگار کاملا بی فایده بود تصمیم گرفتن به پشت میز و بار پناه ببرن و فرار کنن
جئون: همه باهم بمونید
اما دیر شده بود مردم کاملا وحشت زده شده بودن با برخورد فردی بهم محکم پرت شدم کف زمین با شنیدن صدای نانا که بلند داد زد "میکا" با ترس به دورم نگاه کردم اما دوتاشون لای جمعیت گمشده بودن...نگاهمو به طرف دیگه دادم لونا پشت چند نفر گیر افتاد و خبری از جیمین نبود صدامو تا حد ممکن بردم بالا اما نسبت به صدای جیغ و موزیک خیلی پایین بود
میکا:جونگکوک
اما اونم کنارم نبود قلبم تند میزد و با کلی تلاش از رو زمین بلند شدم و به دور و برم نگاه میکردم سعی کردم از لای جمعیت رد بشم اما با دیدن مردی که ماسک عجیبی به صورت داشت سرجام ایستادم چاقوشو بهم نشون داد بدون لحظه ای مکث جیغی کشیدم و راهمو کج کردم سمت پله ها دوییدن با پاشنه های بلند کفشم عذاب آور بود...گاهی به پشتم نگاه میکردم با زحمت همرو میزد کنار تا بهم برسه با دیدن راهرویی سمتش دوییدم اما انتهای راهرو فقط تراس بود سرمو برگردوندم اما اون لعنتی دقیقا پشتم بود عقب عقب رفتم و بین تراس ایستادم
#casino #jungkook #jimin #taehyung #bts #وانشات_کوکی #وانشات_جیمین #وانشات_تهیونگ #بی_تی_اس #بنگتن #کازینو
خندیدم و جام رو تو دستم گرفتم و بلند کردم: پس گفتم باشه! توضیح نده...و حالا من اینجام و دارم مارتینی اون احمقو میخورم
یه نگاه به نانا کردم و یه تای ابرومو دادم بالا
میکا: میدونی چیه؟ دلم میخواد پیداش کنم و همین جامو بکوبم تو سرش
نانا خنده ای سر داد با دیدن لونا که با عجله دویید سمتمون با تعجب نگاهش کردیم نفس نفس زنان حرف زد
لونا:لعنت بهتون... دنبالم بیاید
راهشو کج کرد و سمت میز بازی رفت نگاهی به نانا کردم و پشت سرش راه افتادیم هر شیش نفرمون دور میز ایستاده بودیم نگاه ریزی به جونگکوک انداختم و بعد به تهیونگ نگاه کردم از جیبش چیپی رو درآورد و وسط میز گذاشت ولی...
تهیونگ: وقتی بهم نوشیدنی دادن...اینو همراهش داد بهم
جیمین شونه ای بالا انداخت: ببین تهیونگ...ما وسط فیلم اکشن و جنایی نیستیم پس بهتره بری سر اصل مطلب
تهیونگ با لبخند دستشو آورد بالا و بهش فاک نشون داد
تهیونگ: نمیدونم پارک جیمین خب؟ هیچی نمیدونم فقط میدونم این چیپ مال بازی های معمولی نیست
نانا: میدونی...فکر کنم الان دقیقا وسط فیلم اکشن و جنایی هستیم
و نگاهشو به جیمین داد اخم کردم و چیپو برداشتم
میکا: شاید... شاید نباید خیلی...
با صدای شکستن شیشه حرفم قطع شد تمام نگاه ها به سمت صدا رفت با دیدن مردی که صورتش کامل با ماسک مشکی پوشیده شده بود مغزم ارور داد با ملایمت چاقویی رو از پشت کت مشکیش درآورد و حالا بجای صدای خنده سالن پر شده بود از مردمی که جیغ میزدن و به سمت خروجی میرفتن...نگاهی به خروجی کردم همه تلاش برای باز کردنش میکردن اما انگار کاملا بی فایده بود تصمیم گرفتن به پشت میز و بار پناه ببرن و فرار کنن
جئون: همه باهم بمونید
اما دیر شده بود مردم کاملا وحشت زده شده بودن با برخورد فردی بهم محکم پرت شدم کف زمین با شنیدن صدای نانا که بلند داد زد "میکا" با ترس به دورم نگاه کردم اما دوتاشون لای جمعیت گمشده بودن...نگاهمو به طرف دیگه دادم لونا پشت چند نفر گیر افتاد و خبری از جیمین نبود صدامو تا حد ممکن بردم بالا اما نسبت به صدای جیغ و موزیک خیلی پایین بود
میکا:جونگکوک
اما اونم کنارم نبود قلبم تند میزد و با کلی تلاش از رو زمین بلند شدم و به دور و برم نگاه میکردم سعی کردم از لای جمعیت رد بشم اما با دیدن مردی که ماسک عجیبی به صورت داشت سرجام ایستادم چاقوشو بهم نشون داد بدون لحظه ای مکث جیغی کشیدم و راهمو کج کردم سمت پله ها دوییدن با پاشنه های بلند کفشم عذاب آور بود...گاهی به پشتم نگاه میکردم با زحمت همرو میزد کنار تا بهم برسه با دیدن راهرویی سمتش دوییدم اما انتهای راهرو فقط تراس بود سرمو برگردوندم اما اون لعنتی دقیقا پشتم بود عقب عقب رفتم و بین تراس ایستادم
#casino #jungkook #jimin #taehyung #bts #وانشات_کوکی #وانشات_جیمین #وانشات_تهیونگ #بی_تی_اس #بنگتن #کازینو
- ۱۰.۲k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط