از غم عشق چه می باید کرد

از غم عشق چه می باید کرد

از غم عشق چه می باید کرد
به دمی به دیداری می‌توان راصی شد
به تمنای نگاهی می توان جانبازی کرد
همه جا اشکم سرازیر شدو دل از زندگی سیر و انگار این روزها دل دارد می‌میرد و می‌رود وانگار باید مث خاطره های خوب و بد مگر می‌شود تا ابد زندگی کرد
می‌توان دل خوش کرد به کلامی که خسته از دو خط نامه ی سرد می‌توان داغ شد و شعله کشید
پس تا شقایق هست باید زندگی کرد
دیدگاه ها (۲)

آموزش های سبک زندگی سالمموضوع :شیوه مدیریت تنش های خانوادگی....

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

عکسم باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

ز غم عشق چه می باید کردمی توان گریه جان سوزی کردمی توان قصه ...

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

با چشم مستت نازنین دیگر بیا مستانه کنآتش بزن بر پیکرم با بوس...

عاشقانه های شبنم

گاهی دل ما سنگین تر از یک آهسبک تر از رقصیدن قاصدکی‌ست در با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط