{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی

سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی

نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی

شبی که شام ِ آخر بود به دست دوست خنجر بود

میان عشق و آینه یه جنگ نا برابر بود

چه جنگ نابرابری چه دستی و چه خنجری
دیدگاه ها (۵)

السلام علیک یا فاطمه المعصومه(س)خیلی دلم گرفته بود یا حضرت م...

مهمونی پارت ۴۸

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

#کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط