ملکه قلبم

ملکه قلبم

ملکه قلبم

پارت ۵۰

دیانا، راست میگی برای کسه دیگه ای نیست

ارسلان، نه عشقم

دیانا، یکم با عروسکا بازی کردم خسته شدم نگاهم افتاد به ارسلان چشاش بسته بود

ارسلان، چشامو بسته بودم داشتم فکر میکردم که

دیانا، روی بدن ارسلان دراز کشیدم انگشت شصت و اشارمو دوطرف بینیش گرفتم با صورتش بازی می‌کردم که

ارسلان، دیگه کلافه شدم مچ دستشو گرفتم از روی خودم انداختمش رو تخت اومدم روش ولی وزنم و روش ننداختم بچه کلافم کردی

دیانا، مگه چیکارت کردم

ارسلان، چیکار کردی مگه بهت عروسک ندادم بازی کنی

دیانا، بازی کردم دیگه حوصلم نکشید بازی کنم

ارسلان، اومدی با صورت من بازی میکنی

دیانا، دستمو گذاشتم دوطرف صورتش گفتم
آخه تو هم موهات قشنگه گوگولی باحالی بامزه ای شیرینی با صورتت بازی کردن حال میده

ارسلان، لبخند شیطانی زدم

دیانا، تازه فهمیدم چی گفتم دستمو برداشتم گفتم چیه

ارسلان، چی نیست حیف که نمیتونم الان کاریت کنم
دیدگاه ها (۱)

پایین رو چک کنید لطفا😇سلام بچه‌ها،، من بهتون گفته بودم که دو...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_7 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄سرشو...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part78بعد تقریبا دوساعت و نیم بازی خسته به ات...

رمان اسیر خان پارت بیست و یکم ۲۱

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۳ *سانیار*در رو با یه ضرب باز کرد...

رمان نوشتوم

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 224♡⁠。⁠)⁩دستم ر...

چند پارتی (درخواستی)

Heir of Light and Darknesspart : 8بعد از خوردن صبحانه جونگ‌ک...

عشق منP5۲ا.ت:جونگ کوک این بچه..مکث کردم کوک آروم آروم آمد سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط