{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم


پارت ۴۸


دیانا، برگشتم خواستم حرف بزنم که

ارسلان، خواست حرف بزنه که لبمو گذاشتم رو لبش محکم بوسیدمش

دیانا، یکم همراهیش کردم

ارسلان، ولش کردم که سرشو کرد تو بغلم ای خدا

دیانا، سرم رو بیشتر تو بغلش جا دادم یکه توی یه حرکت ناگهانی مثل پره کاه بلندم کرد گذاشت تو بغلش مثل این مادری که بچشو گرفته تو بغلش منو گرفته بود نشست رو کاناپه یه دستش دور سرم بود یه دستش هم دور زانو پام بهش نگاه میکردم که

ارسلان، همینجوری نگام میکرد که سرم رو تو گردنش فرو بردم شروع به مک زدن کردم
دیدگاه ها (۲۹)

ملکه قلبم پارت ۴۹دیانا، بعد ۵ مین از گردنم دل کند با دل خوری...

ملکه قلبم پارت ۵۰دیانا، راست میگی برای کسه دیگه ای نیست ارسل...

رمان ملک قلبم پارت ۴۷دیانا، نمی‌نمیخوام بوست ماله خودت لحاف ...

رمان ملک قلبم پارت ۴۶ارسلان، کنارش دراز کشیدم و بغلش کردم دس...

#عاشقت _شدم پارت ششمتهیونگ:دیگه نتونستم جلو خودم رو بگیرم و ...

Stubborn roommatepart۷ویوجونگ کوککنترلم رو از دست داده بود ل...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 49・⁠]⁠ᕗدستام رو روی گردنش گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط