رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

پارت ۵۲

دیانا، مثل نی‌نی ها سینمو می‌خورد دستمو فرو برم تو موهاش بازی می‌کردم که گاز گرفت آخ ارسلان بسه

ارسلان، هنوز سیر نشدم

دیانا، مگه باید سیر شی

ارسلان، اوهوم حالا حرف نزن

دیانا، حداقل اون‌یکی رو بخور

ارسلان، باشه بعد ۵ مین ولش کردم لباسهاشو تنش کردم
میخوای بریم جایی

دیانا، کجا مثلا

ارسلان، بریم مثلا نمیدونم شهربازی پاساژ هرجا

دیا،نمیدونم بریم شهربازی

ار،بریم برو لباساتو بپوش بریم

دیانا، باشه لباسامو پوشیدم یه آرایش ملیح کردم بریم ارسی

ارسلان، جان ارسی ❓️

دیانا، نگم

ارسلان، اسممو بگی بهتره
دیانا، باشه بریم
دیدگاه ها (۱)

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

پارت ۲۷ارسلان بعد این حرف گفتم خوب منم خستم دیا، خو خسته نب...

سلام پارت جدید اوردم پارت ۳۳ار، بچه هست آره دیا، آره ار، دیا...

رمان ملک قلبم پارت ۳۴دیانا، منم بعد اون بوسه یه جوری شدم ولی...

عشق پرحاشیه.6

رمان ملک قلبم پارت ۴۲دیانا، چشام رو بسته بودم که گفت ارسلان،...

رمان ملک قلبم پارت ۸ارسلان، در ماشینو باز کردم رفتیم سمت پاس...

رمان ملک قلبم پارت ۱۰۴دیانا، بخواب پسر کوچولو دیا ارسلان، سر...

جغد کوچولوی من🦉: part: 26. دیانا: هوف سرم رفتـ همش کل کل میک...

رمان ملک قلبم پارت ۶۷ارسلان، قربونت برم من دیانا،اخخ خدانکنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط