{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که میشد..نگا میکردم به آسمون... صورتش میشد پس زمینه ی

شب که میشد..نگا میکردم به آسمون... صورتش میشد پس زمینه ی احساسات شبانه‌ام.. فکر میکردم فکر میکردم ..بازم فکر میکردم..
صدای خنده هاش که میپیچید تو گوشم ها، دنیام دوباره شروع میشد..^^
بزار از فعل گذشته استفاده نکنم چون هنوزم همینجوره..(؛
خلاصه که آره دلبرِ‌ ... آره دورت بگردم..
#شدی‌روح‌‌و‌تن‌و‌جونم..شدی..¡🔗♥
#خاصترین
دیدگاه ها (۳)

My uncle 2(part 1)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

My lovely neighbor part : ۸۰

تک پارتی ویو ا.ت از شدت خنده روی سرامیک های سرد آشپز خونه در...

part48. . سوبین در حالی که لباساشو پوشیده بود یه حوله دور گر...

عاشقم باش Part 52

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹ویو سومیاوبالاخره امتحان تموم شد!خسته...

part 50 ≈ الو.....نامجوننامجون« عا....سلام بابا»≈سلام نامجون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط