نام فیک مافیا جذاب من

نام فیک: مافیا جذاب من
Chapter: 1
Part: 5
قطره ی اشکش ریخت روی گونش. فکر نمیکرد جونگ کوک تا این حد پیش بره حتی به خواهرش هم رحم نکرد. می سو نمیدونست جونگ کوک از جونش چی میخواد فقط الان دلش میخواست جونگکوک رو با دستای خودش خفه کنه اما جاش رو نمیدونست فقط تنها چیزی که به ذهنش رسید این بود که به جونگ کوک زنگ بزنه و بهش بگه که تسلیم شده و دست از سر خواهرش برداره شاید این کار بتونه خواهرش رو نجات بده با اینکه میدونست اینجوری خودش بدبخت میشه اما خب خواهرش کلی ارزو داشت اما می سو فقط ارزوش این بود جونگ کوک رو نابود کنه.
به می هو زنگ زد و بعد از چند تا بوق جونگکوک جواب داد:
_بله؟
+من تسلیمم*اروم
_چی؟
+میگم من تسلیمم دست از سر خواهرم بردار به جاش بیا و منو گروگان بگیر لطفا
_من از کجا بدونم داری راست میگی؟
+یعنی چی؟
_من بهت گفتم به پلیس خبر نده خبر دادی خب این حرفتم که داری میگی رو من چجوری باور کنم؟ شاید ی نقشه دیگه ای داشته باشی؟
+نه واقعا نقشه ای ندارم لطفاا با اون بچه کاری نداشته باش
_خب باشه قبول میکنم تسلیم شدنت رو. ی ماشین ده دقیقه ی دیگه سر کوچتون میاد و بدون اینکه به کسی چیزی بگی میری و سوار اون ماشین میشی و میای پیش من.
+باشه
مارا که فکر کرد اینجوری جونگ کوک دست از سر خواهرش برمیداره خوشحال شد رفت بالا و وسایلش رو گذاشت داخل خونش و رفت سر کوچه وایستاد و بعد از چند دقیقه همون ماشینی که جونگ کوک گفته بود اومد و مارا سوار اون ماشین شد. همین که سوار ماشین شد. مین سو سریع با ی حرکت ی امپول بیهوشی رو به کردن می سو زد و می سو بیهوش شد. دهن می سو رو بستن و روی سرش پارچه کشیدن و دست و پاشو هم بستن..
وقتی رسیدن اونجا می سو رو بردن همون اتاقی که اول می هو رو برده بودن، به صندلی بستنشو پارچه رو هم از روی سرش برداشتن. از اتاق رفتن بیرون و می هو رو بردن توی اتاق شکنجه ای که مخصوص جونگکوک بود وقتی کسی رو میخواست شکنجه کنه...
جونگکوک وارد اتاق می سو شد و دید که بهوش اومده پوزخندی بهش زد و گفت:
_خب میبینم که به کسی چیزی نگفتی و عین بچه ی ادم اومدی پیش من، حالا نوبت منه *رفت نزدیک می سو و خم شد سمتش و دستشو گذاشت روی گردن می سو*
_که فکر کردی میتونی از من انتقام بگیری نه؟*دهن می سو رو باز کرد*
+عوضی خواهرم کجاست*داد
_هیسس خوشم نمیاد داد بزنی
+خواهرم کجاست قرار شد ازادش کنی*داد
_یجای خوب هست. نترس تحویلش گرفتیم اونقدرام ادم بدی نیستیم*خنده
*می سو رو باز کرد*
_دنبالم بیا



ঞحمایت یادتون نرهঞ


لطفا حمایتش کنید👇🏻
https://wisgoon.com/jeon_elsa
دیدگاه ها (۷)

نام فیک: مافیا جذاب منChapter: 1Part: 6می سو دنبال جونگکوک ر...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 27~سه روز بعد~تهیونگ زودتر از یون سوک...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 26_تو تنها چیزی که میتونی از این شرکت...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 25مارا رسید شرکت. از ماشین پیاده شد و...

نام فیک: مافیا جذاب منChapter: 1Part: 4_بهتره که به پلیس گزا...

نام فیک: مافیا جذاب منChapter: 1Part: 2حالا می سو این قول رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط