رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۱۲۱

اردیا:چی

دیانا: یعنی چی خانم

دکتر:عزیزم آقا داماد کارش خوب بوده

ارسلان: هم خجالت کشیدم هم خندن گرفته بود که زدم زیره خنده

دیانا: الان وقت خندست(حرصی)

دکتر:مبارک باشه

ارسلان: توله های بابا یکی از زوی خوشگل تر

دیانا: مرگ بزار به دنیا بیان

ارسلان: فسقلی های بابا نفس بابا جیگر بابا

دیانا: آهای چه خبره

ارسلان: ساری عشقم ببین چی تو دلت کاشتم
دیدگاه ها (۰)

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۲۲دیانا: ابرون رفت پیش دکتر ارسل...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۲۳... چند وقت بعد ...دیانا: ارس...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۲۲دیانا: ابرون رفت پیش دکتر ارسل...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۱۲۱اردیا:چیدیانا: یعنی چی خانم دک...

رمان بغلی من پارت۱۴۱و۱۴۲و۱۴۳و۱۴۴ارغوان: یهو ارسلان دستشو به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط