Lovely actor part : 2

یونا خوشحال از اینکه بالاخره عکس برداری تموم میشه و میتونه برگرده خونه لبخندی زد و منتظر بادیگاردی که تا دقایقی دیگه مدل پارتنرش میشد موند تهیونگ مشغول ور رفتن با دوربین عکاسیش بود و همین باعث شد فرصت خوبی برای دید زدنش گیر بیاره اندام خوش فرم و چهره جذابش که اون خط فک لعنتیش باعث جذابیت بیشتر شم میشد به شدت منحصر به فرد بود چهرش هیچ فرقی با سلبریتیا نداشت و هر کسی بار اول میدیدش فکر میکرد که شاید اون واقعا یه سلبریتی باشه یاد اولین باری افتاد که کیم تهیونگ رو به عنوان عکاسش معرفیش کردن و تونست ببینتش تا دقیقه های زیادی وایساده بود و چهرشو تماشا میکرد و از جذابیتش لذت میبرد حس عجیبی توی وجودش ریشه میکرد وقتی دوباره و دوباره تهیونگ رو میدید همون حسی که وقتی جونگکوک رو میدید داشت با صدای قدم‌های شخصی به سمت اتاق برگشت و فاک با دیدن بادیگاردش توی اون ژاکت و شلوار چرم مشکی رنگ و پیرهن بافت همرنگش و موهای بالا رفته به شدت ماتش برد و میتونست سرخ شدن گونه هاش رو حس کنه شاید جئون فاکینگ جونگکوک بیش از حد جذاب بود درست مثل کیم تهیونگ
_ واو پسر تو باید مدل میشدی این چیزی که من دارم میبینم میتونه عکسای خیلی قشنگی رو به وجود بیاره
جونگکوک خنده ی کوتاهی کرد
÷ ممنون هیونگ
_ خب بهتره شروع کنیم.. برو کنار یونا وایسا
یونا که بعد از چند دقیقه به خودش اومده بود شروع به گرفتن ژستایی کرد که تهیونگ میگفت با هر عکسی که دوربین می گرفت احساس میکرد ضربان قلبش بالا و بالاتر میره وقتی دستای بادیگاردش دور کمر باریکش پیچیده شد احساس کرد نفسش توی سینش حبس شده و نمیتونه حتی به اینچ تکون بخوره نفس‌های داغش رو کنار گوشش حس میکرد این همه نزدیکی باعث شده بود دست و پاشو گم کنه
_ یونا کارتو درست انجام نمیدیا
+ اوه ببخشید فکر کنم به خاطر سردردم یکم حواس پرت شدم
÷ بیاین زودتر تمومش کنیم به استراحت نیاز دارین
_ آیش جونگکوک شی بیخیال بابا چرا رسمی باهاش صحبت میکنی..یکمی از من یاد بگیر
÷ به هر حال من برای ایشون کار میکنم پس باید رسمی صحبت کنم
+ تو برای من کار نمیکنی بهم لطف میکنی که مراقبمی
خودشم نمیدونست که چرا اینو گفت ولی صد البته که حقیقت رو بیان کرده بود و از گفتنش پشیمون نبود به هر حال جونگکوک بادیگاردش بود و همیشه مراقبش بود و تقریبا این روزا از هر کسی بهش نزدیک تر از 24 روز در ساعت حداقل 16 ساعت رو کنار هم میگذروندن و همین باعث میشد قلب یونا بیشتر درگیر اون پسر بشه دیگه چیزی نگفت اما نگاه گذرای جونگکوک رو روی خودش حس کرد
_ عالی شد اممم میگم چیزه یونا یکی از عکسا باید چیز باشه
+ هوم؟
_ صحنه ی کیس
+ چییی؟ آیششش جونگ سو چه مرگش شده هیچوقت ازم نمیخواست عکس برداری اینطور باشههه
_ فقط نمادینه واقعا که نمیخواین برین تو حلق هم
یونا از شدت خجالت قرمز شده بود و صدای خنده ی کوتاه جونگکوک هم شنیده شد.. میدونست حتی نمادین انجام دادن این کارم میتونه از خود بی خودش کنه و ابروشو ببره
_ نگاه چه خجالت میکشه انگار نه انگار تو هر سه تا فیلمش نقش اول زن بوده و هزار تا صحنه ی کیس داشته
اینبار صدای خنده ی جونگکوک و شدت خجالت یونا بیشتر شد تهیونگ هم همونطور که دوربین دستش بود یواش میخندید
_ عجب، ببین مجبورم میکنی چیا بگم برین وایسین عکسو زودتر بگیرم
بعد از کلی کلنجار رفتن با خودش بالاخره تونست به حالت عادیش برگرده و ژستی که باید رو بگیره دستای بادیگاردش دور کمرش پیچیده شد و لب‌هاش رو نمادین روی لب‌های بازیگر دوست داشتنی رو به روش گذاشت ضربان قلب یونا با برخورد لب‌هاشون بهم روی هزار رفت و برای چندمین بار تصور کرد که اون لب‌های نرم فقط و فقط برای اونه سردرگم بود از اینکه بالاخره کیم تهیونگ عکاس رو میخواد یا جئون جونگکوک بادیگارد؟
_ خب تمومه خسته نباشید حالا میتونید از حلق همدیگه در بیاید
┈─┈──┈𔘓┈──┈─┈
بعد از اون روز خسته کننده بالاخره توی خونه بود مسافت کوتاه راهروی ورودی رو طی کرد و روی کاناپه ی شکالتی رنگ خونش پرید فقط یه دوش آب گرم میتونست خستگیشو در بکنه آخیش بالأخره خونه خسته شدم از اون همه پرژکتور و دوربین نگاهی به جئون که گوشه ی راهرو ایستاده بود انداخت امروز دیگه کاری ندارم اگه میخوای میتونی بری خونه..
+ مرسی بابت عکس برداری

های گایز اینم از پارت دوم امیدوارم که خوشتون اومده باشه لایک و کامنت بزارید حمایت کنید حتما
اگر پیج اصلی به ۹۰۰ تایی رسید واستون امشب پارت هدیه میزارم اگر هم که هیچی
دیدگاه ها (۱۷)

Lovely actor part : 3

Lovely actor part : 4

Lovely actor part : 1

Lovely actor

شوهر دو روزه. پارت۸0

نام فیک: عشق/نفرتPart: 16مارا وسایلش رو داشت جمع میکرد و به ...

Mafias Stepdaughter

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط